السيد الطباطبائي

291

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

خداوند ، ممنوع كرده اند . و اين طور استدلال كرده اند كه اگر خداوند شيئ باشد ، در مفهوم شيئيت ، با ديگر اشياء شريك مىشود . و همچنين موجود و غيره . و برخى از معاصرين ما به مثل همين باور معتقد شده و حكم كرده اند كه هيچ اشتراكى ميان واجب و ممكن ، در مفهومات نيست . و نيز حكم كرده اند كه تعقل ذات خداى متعال و صفاتش ، به هيچ وجه ممكن نيست . و نيز حكم كرده اند كه هر حكم « ايجابى » - هر گزاره ايجابى - دربار خداوند ، صدق ندارد و كاذب است . اخبارى كه پيش تر گذشت ، قول اينان را رد مى كنند . و منشأ اين انديشه غلط آنان اين است كه ميان مفهوم يك چيز با مصداق آن فرق نمى گذارند . و نيز نتوانسته اند فرق ميان « حمل ذاتى » و « حمل عرضى » را بفهمند و همچنين فرق ميان « مفهومات اعتباريه » و « حقايق موجوده » را . امام جواد ( ع ) در اين حديث در جواب پرسش ، فرموده : گرچه ذات خداوند متعال نه براى مخلوق ها قابل تعقل است و نه باحدّى محدود است ، اما مفهوم « شيئ » بر او صدق مىكند . ليكن هر آن چه از اشياء تصور شود ، او بر خلاف آن است . زيرا هر آن چه در اوهام و عقول واقع شود ، صورت هاى ادراكى شان ، همگى كيفيات نفسانى هستند ، و اعراضى هستند كه به وسيله ذهن ، قائم مى شوند . و معانى شان ماهيت هاى كلّى قابل اشتراك و انقسام هستند . پس خداى متعال ، خلاف هم آن ها است . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : بدان : اين حديث و آن چه از اخبار توحيد با اين حديث بيان همجهت دارند ، از ارجمندترين حديث ها هستند كه از معادن علم و حكمت ( عليهم السلام ) وارد شده اند . و آن چه مصنّف ( مجلسى ) در اين بيانش و امثال آن ، گفته ، از مقدمات كلامى يا از مقدمات فلسفى عاميه تاليف شده كه براى توضيح كامل مراد حديث ، كافى نيست . گرچه به