السيد الطباطبائي

292

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

طور كلّى از مراد حديث ، اجنبى نيست . و براى بيان لبّ مراد از اين حديث ، مقام ديگرى لازم است . بررسى : مرحوم طباطبائى ، مسئله را به مقام ديگر احاله كرده . البته مقصودش معلوم است و مى توان درباره آن به شرح پرداخت . ليكن نظر به اين كه هيچ اشاره اى در كلامش نيست ، پرداختن به آن ها ، جائى ندارد . اى كاش اشاره اى مى كرد كه عاميانگى و نقص سخن مرحوم مجلسى چه بوده است . در حالى كه هيچ نقصى در سخن او مشاهده نمى شود . محدود و غير محدود : در اين حديث كه به قول علامه طباطبائى ، از غرر اخبار است ، عبارت « غير محدود » درباره خداوند ، آمده است . محدود يعنى متناهى ، و غير محدود يعنى غير متناهى . در برخى از نوشته هايم و نيز در يك مقال ويژه تحت عنوان « بحثى در توحيد » در بخش مقالات سايت بينش نو ، به طور مستدل بحث كرده ام كه خداوند متعال بى نهايت است . برخى از حضرات به طور حضورى و برخى به وسيله نامه و ايميل ، در اين باره پرسش كرده و مى كنند . مثلًا مى گويند : خواجه نصير ( ره ) فرموده است : نهايت و لانهايت از مقولات كمّ است و كمّ از اعراض است كه خداوند منزّه از آن است . يعنى نه نهايت و نه لانهايت هيچكدام درباره خدا ، صدق ندارند . پاسخ : كسان ديگرى نيز همين سخن را در قالب هاى متفاوت ، گفته اند . و مقام خواجه رضوان الله تعالى عليه ، بس محفوظ و بس محترم ، مطابق سنّت مباحثات طلبگى ، عرض مى كنم : چه چيزى مىتواند فارغ از كمّ باشد ، يك شيئ وقتى فارغ از كمّ مى باشد كه بى نهايت باشد . و لذا هر شيئ غير از خداوند متعال ، محكوم به كمّ است . و آن چه برخى از متكلمين به پيروى از ارسطوئيان ، چيزى به عنوان « مجرّد » و « مجرّدات » را پذيرفته اند ، درست نيست ؛