السيد الطباطبائي

285

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

در اين تفسير جائى براى پرسش هاى مذكور نمى ماند . و علامه مجلسى اين تفسير را برگزيده است . اما نظر علامه طباطبائى ، معناى ديگر است و در واقع يك قول سوم است كه با هر دو تفسير بالا فرق دارد ، و خلاص آن چه در ذيل همين آيه در تفسير الميزان - با بررسى آيه 162 سوره نساء ( كه كلم راسخون در آن نيز آمده ) و همچنين با بررسى احاديث سنّى و شيعه ، بر نظر خودش استدلال كرده است - به شرح زير است : 1 - رسول خدا و آلش ( ص ) راسخ در علم هستند و تاويل آيات متشابه را مى دانند . و ادلّ كافى بر اين موضوع از قرآن و حديث داريم . اما اين آيه از جمل آن ادلّه نيست . 2 - اين آيه ناظر به علم مخصوص خداوند است كه كسى به آن دسترسى ندارد ؛ قرآن ظاهر دارد و باطن ، باطنش نيز باطن دارد و همچنين . . . ، آن باطن اصلى قرآن ، در انحصار خداوند است . 3 - رسوخ در علم ، مدرّج است ؛ حتى در آيه سور نساء يهوديانى كه مسلمان شده بودند و نيز مومنين از مردم ، راسخ در علم شمرده شده اند . بنابراين : علم مطلق منحصر به خداوند است و درجات رسوخ در علم به شرح زير است : به نصّ آيه « وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ » « 1 » و آيات و احاديث ديگر ، اهل بيت ( ع ) راسخ در علم هستند و به تاويل آيات متشابه عالم هستند . 4 - اشخاصى كه توان ارجاع برخى از متشابهات به محكمات را دارند ؛ اينان در محدود همان موارد مى توانند به تاويل برخى آيات متشابه ، دست يابند . 5 - افرادى كه در شناخت پايه و اساس دين شان ، به حدّى به يقين رسيده اند ، كه وقتى معنى متشابهات را نمى دانند ، مى گويند : ما نمى دانيم و جهل از ماست .

--> ( 1 ) - آيه 44 سور نحل .