السيد الطباطبائي

270

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

ارسطوئيان ما جان كلام على ( ع ) را در نمى يابند ، مى گويند : اين پاسخ امام يك جواب اقناعى است ، نه عقلى . و الّا بايد مى فرمود : اين محال است و قدرت خدا بر محال تعلق نمى گيرد . از جانب ديگر : اين اصل ارسطوئى تنها در مقام تحليل متخصّصانه براى متخصصين ، درست است . وقتى كه گوش مردمى آن را مى شنود ، گمان مىكند كه محال هم شيئى است ليكن از قدرت خدا خارج است . و قرآن و اهل بيت ( ع ) خودشان را در برابر هم مردم مسئول مى دانند . و لذا هميشه در منطق شان جانب عموم را نيز لحاظ مى كنند . اما فرمايش علامه طباطبائى ( ره ) : 1 - مى فرمايد : اين كه قدرت خداوند عموم دارد و بر همه چيز شامل است « 1 » ، لازم نگرفته كه بر هر امرى تعلق داشته باشد . توضيح : مرحوم طباطبائى لفظ « امر » را آورده نه لفظ « شيئ » ، به اين نكته ظريف توجه دارد و توجه مىدهد كه « محال » شيئ نيست . بايد نام آن را « امر » و امرى از امور ، گذاشت . سپس مى فرمايد : ممكن است آن ممانعت مفروض ، و كتمان مفروض ، محال باشند و قدرت خداوند به محال تعلق نمى گيرد . اولًا : فرض اين است كه طرف مقابل در اين مناظره خداى دوم را موجود مىداند . پس موضوع بحث ، موجود است نه محال . ثانياً : باصطلاح ، هنوز اول دعوا است تا بحث برود و ثابت شود كه آن خداى دوم و يا اساساً دو گانگى خدا ، محال است . ثالثاً : وقتى كه بناى بحث به محور ( نعوذ بالله ) دو خدا است ، بايد به هر شيئ قدرت داشته باشند . و ممانعت و كتمان ، « شيئ » هستند نه « لا شيئ » و نه محال ، و عدم قدرت بر ممانعت و بر كتمان ، عدم قدرت بر شيئ است نه بر محال .

--> ( 1 ) - إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ، آيه 20 سوره بقره و آيات ديگر .