السيد الطباطبائي
269
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
مامور به تبيين همان تبيان هستند « 1 » ( يعنى تبيان اندر تبيان ) چرا چنين اصل را بدين صورت ، معرفى نكرده اند ؟ براى اين كه اين اصل در عين صحيح بودنش ، بشدت مبتنى بر ذهنيات و مصداق اتمّ ذهن گرائى است . و در مباحث پيش گفته شد كه منطق قرآن و اهل بيت ( ع ) مبتنى بر عينيات و حقايق و واقعيات موجود در خارج از ذهن ، است . و به شرح رفت كه منطق ارسطوئى ، بر خلاف ادعاى دكارت يك منطق صحيح است ليكن منطق علم ذهن شناسى و مفاهيم شناسى است نه منطق فلسفه و هستى شناسى و عين شناسى . يك متفكر ارسطوئى ، ابتدا يك امر محال را در ذهن خود تصور كرده و به آن وجود ذهنى مىدهد ، سپس مى گويد : قدرت خدا بر اين موجود متعلق نمى شود . قرآن و اهل بيت ( ع ) دوست ندارند اين گونه وجودهاى مفروض ذهن را مبناى بحث قرار دهند مگر در مقام مناظره با شخصى كه سروكارش با ذهنيات است . همانطور كه صدوق ( ره ) چنين كرده است . مثال : ابن الكوّاء از زنديق ( زنديك ) هاى زمان اميرالمومنين ( ع ) بود ، از آن حضرت پرسيد : آيا خداوند مىتواند دنيا را در درون يك تخم مرغ قرار دهد كه نه دنيا كوچك شود و نه تخم مرغ بزرگ شود - ؟ امام ( ع ) فرمود : « ذاك لايكون » : اين ناشدنى است . يعنى سخن تو مصداق تناقض است ، اساس سؤالت غلط است ؛ تو مى گوئى هم دنيا كوچك شود و در عين حال كوچك نشود . هم تخم مرغ بزرگ شود هم در عين حال بزرگ نشود . سخنت بر دو تناقض مبتنى است . و نفرمود : چون سخن تو مبتنى بر تناقض است و تناقض محال است و قدرت خدا بر محال تعلق نمى گيرد .
--> ( 1 ) - آيه 44 ، سوره نحل .