السيد الطباطبائي

251

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

و از اين سخن امام ( ع ) روشن مىشود كه : هر شيئ كه در احاديث با صفت روحانى يا لطيف ، توصيف شده ، اشعار به مجرّد بودن آن شيئ است . بررسى : 1 - در مبحث شماره 3 ، علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ، برآشفت كه چرا وجود مجرّد ( غير از خدا ) را انكار مىكند ، عرض كردم كه مجلسى وجود مجرّد غير از خدا را انكار نكرده و اين فرمايش علامه طباطبائى غير منصفانه است . اينك اين هم شاهد آن عرض بنده . 2 - اگر در متن حديث فقره اى و جمله اى باشد كه اشعار به مجرّد بودن نفس داشته باشد ، حق با علامه طباطبائى است . زيرا عبارت « وَ كَذَلِكَ الْأُمُورُ الرُّوحَانِيَّةُ اللَّطِيفَة » ، با صيغه جمع « امور » ، اشياء ديگر را نيز مانند نفس در سياق واحد سوق مىدهد . 3 - اما ببينيم كه برداشت علامه مجلسى از فقرات مذكور ، صحيح است و به راستى در آن ها به مجرّد بودن نفس ، اشعار هست ؟ تا فرمايش و برداشت علامه طباطبائى نيز صحيح باشد - ؟ مرحوم مجلسى توجه نكرده كه « مثال آوردن » غير از « مصداق آوردن » است ؛ امام ( ع ) در مقام مثال آوردن است نه در مقام مصداق آوردن . مثال هميشه آزاد است ؛ در همين بخش از توحيد مفضل ( صفحه 146 ) امام ( ع ) مثال مى آورد و مى گويد : اگر كسى سنگى را مشاهده كند كه در هوا مى رود ، مىداند كه كسى آن را پرتاب كرده است و چشم در همين قدر توقف مىكند و بيش از اين تشخيص نمى دهد كه آن پرتاب كننده كيست و چگونه است ، همين طور عقل به جهان مى نگرد و حكم مىكند كه جهان آفريننده اى دارد و بيش از اين ، نمى تواند جلو رفته و دربار چيستى خدا ، حكمى بكند . آيا در اين عبارت كه حس بينائى براى عقل مثال آورده شده ، اشعارى هست بر اين كه ادراك عقلى مانند ادراك حسى است ؟ ! خود عقل هم مانند محسوسات ، محسوس است ؟ ! و نيز در صفحه 147 مى فرمايد : فلاسفه دربار خورشيد ، باورهاى مختلف دارند : برخى مى