السيد الطباطبائي
250
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
وجود انسان ، نفس هست ، در حالى كه نه نفس را مشاهده كرده و نه آن را با يكى از حواس ، حس كرده است . مراد مجلسى ( ره ) اين است : چون نفس غير محسوس را به عنوان مثال دربار خداوند آورده ، ايمائى دارد بر اين كه نفس نيز مانند خداوند مجرّد باشد . ب : در صفحه 148 ، امام ( ع ) دربار خداوند چنين تعبير كرده است : « قَوْلِنَا : اسْتَتَرَ ؛ أَنَّهُ لَطُفَ عَنْ مَدَى مَا تَبْلُغُهُ الْأَوْهَامُ كَمَا لَطُفَتِ النَّفْس » : اين كه مى گوئيم خداوند از نظرها پنهان است ، مراد اين است كه لطيف تر از آن است كه اوهام به او برسند . همچنان كه نفس ، لطيف است . در اين تعبير نيز لطافت نفس براى لطافت خداوند ، مثال آورده شده ، پس ايمائى دارد بر اين كه نفس نيز مجرّد است . ج : باز در همان صفحه ، امام مى فرمايد : « لَيْسَ عِلْمُ الْإِنْسَانِ بِأَنَّهُ مَوْجُودٌ يُوجِبُ لَهُ أَنْ يَعْلَمَ مَا هُوَ كَمَا أَنَّ عِلْمَهُ بِوُجُودِ النَّفْسِ لَا يُوجِبُ أَنْ يَعْلَمَ مَا هِيَ وَ كَيْفَ هِيَ وَ كَذَلِكَ الْأُمُورُ الرُّوحَانِيَّةُ اللَّطِيفَة » : علم انسان بر اين كه خداوند موجود است ، لازم نگرفته كه انسان بفهمد خداوند چيست ، همانطور كه علم انسان بر اين كه نفس موجود است ، لازم نگرفته كه بداند نفس چيست و چگونه است . و همين طور امور روحانى لطيفه . در اين جا نيز نفس به عنوان مثال بر وجود خداوند آمده ، ايمائى دارد كه نفس نيز مجرّد است . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : بل ( فقراتى از اين بخش حديث ) ايماء دارد كه امور ديگرى غير از نفس ، نيز مجرّد هستند . چنان كه سخن امام ( ع ) كه مى فرمايد : « وَ كَذَلِكَ الْأُمُورُ الرُّوحَانِيَّةُ اللَّطِيفَة » .