السيد الطباطبائي
239
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
اين سخن ( با صرف نظر از تاييد و عدم تاييد از جانب اين حديث ) ، فى الجمله درست است . زيرا حيوانات برخى از كليات را درك نمى كنند . و الا مانند انسان ، تاريخ ساز ، جامعه ساز و . . . مى شدند . علامه طباطبائى موضوع را به سه مطلب تقسيم مىكند : 1 - درك كليات . 2 - قوّه فكر . 3 - خود فكر / فكر كردن . و مى گويد : از اين حديث بر مى آيد كه فرق ميان انسان و حيوان تنها در « قوّه فكر » است نه در اصل فكر و درك كليات . اين نيز فى الجمله درست است . زيرا ما هم فكر را در حيوان مشاهده مى كنيم و هم درك كليات را . حيوان هم درك مىكند كه هر آتش سوزاننده است ، هر آب تشنگى را رفع مىكند و . . . ، « هر » يعنى كلّى . اما اين فرق انسان و حيوان در قوّه فكر ، بر اساس انسان شناسى قرآن و اهل بيت ( ع ) كه در بالا به شرح رفت ، برعكس مىشود . يعنى اگر از قوه فكر فطرتى انسان صرف نظر شود و تنها قوه فكر غريزى او در نظر گرفته شود ، قوه فكر حيوان قوى تر از انسان است . و حيوان به وسيله فكر غريزى امورى را درك مىكند كه انسان از آن عاجز است . كه مثال هايش بيان شد . و دليل اين گونه برترى حيوان بر انسان ، روشن است . زيرا حيوان ميليون ها سال پيش از انسان پيدايش يافته و غريزه اش ميليون ها سال بيش از انسان به تكامل رفته است . و انسان ( نه بشرهاى قبل از انسان ) در دور اخير پيدايش يافته است « 1 » .
--> ( 1 ) - رجوع كنيد « تبيين جهان و انسان » بخش انسان شناسى اول ، سايت بينش نو .