السيد الطباطبائي
240
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
برترى انسان به وسيله دريافت روح فطرت است كه حيوان فاقد آن است و به دليل همين فقدان ، نتوانسته عقل را نيز دريافت كند . و به همين دليل ، اگر حيوان ميلياردها سال ديگر نيز به تكامل خود ادامه دهد ، داراى عقل ، زبان ، تاريخ ، جامعه ، اخلاق و . . . نخواهد بود . زيرا فاقد روح فطرت است . همانطور كه درخت اگر ميلياردها سال ديگر نيز تكامل يابد داراى ادراكات غريزى نخواهد بود . زيرا فاقد روح غريزه است . اين است علم ؛ علم قرآن و اهل بيت ( ع ) ؛ كه بر اساس « تبيان » و « تبيين » است نه بر اساس فرضيه و احتمالات كه توصيفگران زيست شناسى با مسامح ستمگرانه ( ستم بر علم ) بيان مى كنند و نه بر اساس انتزاعات ذهنى كه ارسطوئيان عرضه مى دارند . امام باقر ( ع ) به حكم بن عتيبه و سلمه بن كهيل ( دو دانشمند آن زمان ) فرمود : شَرِّقَا وَ غَرِّبَا فَلَا تَجِدَانِ عِلْماً صَحِيحاً إِلَّا شَيْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ « 1 » : به شرق برويد ، به غرب برويد ، علم صحيح نمى يابيد مگر آن چه از پيش ما اهل بيت صادر شده باشد . نتيجه : فرق انسان و حيوان در « ادراك » به شرح زير مىشود : 1 - ادراك غريزى حيوان قوى تر از ادراك غريزى انسان است . 2 - انسان داراى ادراك فطرى است كه حيوان فاقد آن است . 3 - انسان درك و ادراك عقلى نيز دارد ، به وسيله عقل ادراكات غريزى و فطرى را تحليل مىكند . 4 - حيوان چون فاقد روح فطرت است ، فاقد عقل هم هست . زيرا آشيانه عقل ، فطرت است .
--> ( 1 ) - كافى ج 1 ص 399 ، كتاب الحجّه « بَابُ أَنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ مِنَ الْحَقِّ فِي يَدِ النَّاسِ إِلَّا مَا خَرَجَ مِنْ عِنْدِ الْأَئِمَّة عَلَيْهِمُ السَّلَام » .