السيد الطباطبائي
232
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
متن سخن علامه طباطبائى ( ره ) : فيه مالا يخفى فان إدراك الكليات غير الفكر الذى بمعنى الانتقال من النتيجة إلى المقدمات و منها إلى النتيجة ، و كذا هو غير قوة الفكر و الذى يلوح منه نفى قوة الفكر كالانسان و أما أصل الفكر و ادراك الكليات فلا . ترجم حديث : بنگر به زنبور عسل و همكارى دسته جمعى شان براى ساختن عسل و تهيه خانه هاى شش ضلعى ، و بنگر در اين كار ، ظرايف هوشمندى آن ها را . اگر اين عمل زنبور را به دقّت بنگرى آن را شگفت ، ظريف و لطيف ، مى يا بى ، از طرفى مى بينى اين كار براى انسان ها سخت و دور از دسترس است . و از طرف ديگر مى بينى كه انجام دهند آن ( زنبور ) در ديگر كارها از همين قبيل ، ناتوان و جاهل است تا چه رسد به كارهاى ديگر . پس در اين نگريستن واضح ترين دليل هست كه آن استوار كارى و حكمت كه در اين عسل سازى زنبور ، هست از خود او نيست بل از آنِ خدا است كه زنبور را بر اين طبع آفريده است و او را بر اين كار مسخّر ( وادار غريزى ) كرده است به خاطر مصلحتى كه براى مردم هست . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : فرمايش امام ( ع ) : « غَبِيّاً جَاهِلا » ، يعنى چون زنبور عقل ندارد تا اين استعداد را كه در خصوص عسل سازى به كار مى گيرد در كارهاى ديگر نيز به كار گيرد ، معلوم مىشود كه اين توان ، يك الهامى است از خداوند مدبّر حكيم . يا ( الهام نيست و ) خلقت و طبيعتى است كه خداوند زنبور را بر اساس آن طبيعت آفريده است تا تنها اين كار از او صادر شود چون مصلحتى در آن هست با اين كه خودش از آن مصلحت نيز غافل است . و شايد اين بخش از كلام امام ( ع ) آن نظريه را تأييد مىكند كه گفته اند : حيوانات بى زبان ، كليات را درك نمى كنند .