السيد الطباطبائي

223

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

گشت . و خللى عظيم در امور و معاملات مردم رخ مى داد . و همين طور آن چه نيازمند هستند كه در امور دينى شان به آن مراجعه كنند و آن چه براى شان روايت شده از امورى كه نبايد در آن ها نادان باشند . و شايد تو گمان مى كنى كه كتابت از چيزهائى است كه انسان با هوشمندى و چاره سازى به آن رسيده نه از طريق آفرينش و طبعش . و همين طور است كلام ( زبان ) ؛ زبان چيزى است كه مردم بر آن موافقت مى كنند و در ميان شان جارى مىشود ، و لذا در ميان جامعه هاى مختلف ، گونه هاى مختلف مى يابد . و خط و كتابت نيز به گونه هاى مختلف است مانند : عربى ، سريانى ، عبرانى ، رومى و ديگر گونه هاى كتابت كه در ميان جامعه ها پخش است ؛ مردم به آن ها توافق كرده اند همانطور كه در زبان توافق كرده اند . كسى كه چنان ادعائى بكند ( بگويد : انسان با رهجوئى و هوشمندى خود به آن رسيده است ) ، به او گفته مىشود : درست است گرچه انسان در هر دو امر ( زبان و كتابت ) نقش ، كار و رهجوئى دارد . ليكن چيزى كه انسان به وسيله آن اين كار و رهجوئى را مىكند ، عطيه اى و هبه اى است كه خداى عزّوجل در آفرينش انسان قرار داده است . اگر او زبانى آماده براى سخن نداشت ، و ذهنى كه به وسيله آن به امور راه مى يابد نداشت ، نمى توانست سخن بگويد ابداً . و اگر او دست و انگشتان سازگار با كتابت نداشت ، نمى توانست بنويسد ابداً . و عبرت بگير براى اين موضوع حيوانات را كه نه زبان دارند و نه كتابت . پس اصل و منشأ اين توانمندى ، فطرت الهى ( جلّ و عزّ ) است و چيزى است كه خداوند بر خلقش تفضّل كرده است . پس هر كس شكر گزار باشد ، به ثواب خواهد رسيد . و هر كس كفر بورزد ، خداوند از هم عالميان بى نياز است .