السيد الطباطبائي
218
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
و براى رسيدن به اين « هست » و نيز بر اين كه او واحد است ، تنها يك راه را تعيين كرده اند : انديشه در جهان هستى از اتم تا كهكشان ها ، از خاك تا ابر و باد و مه ، از گياه تا حيوان و انسان و اندام ذراتى كه اندام جهان تا اندام انسان و يك برگ را تشكيل داده اند . يعنى منطق قرآن و اهل بيت ( ع ) - همانطور كه پيش تر اشاره رفت - به محور واقعيات و حقايق است . نه به محور انتزاعات ذهنى . و باصطلاح : غير از « راه ازخلق به خالق » ، راه ديگرى را صحيح نمى دانند . سرتاسر قرآن و احاديث همين راه است و بس . اما راه هاى ديگر كه ديگران مى پيمايند : يك : راه « از نفس به خدا » : گروهى حديث « مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه » را به صورت هاى متعدد معنى كرده اند : كه آبرومند ترين آن اين است كه خدا در وجود هر كس هست اگر هر كس خودش را بشناسد خدايش را شناخته است . در حالى كه بديهى است اين حديث در جهت همان راه عام « از خلق به خالق » است و موردى از موارد انديشه در مخلوقات ، وجود خود انسان است اعم از روح ، جسم ، اندام و اعضا ، و جزئيات باصطلاح فيزيولوژيك ، عقل ، انديشه و عواطفى كه دارد . دو : راه « از خدا به خدا » ، كه مصداق اتمّ مصادره بمطلوب است . آنان چيزهائى را به عنوان دليل بر اين ادعاى شان مى آورند كه مهم ترين آن ها ، ذيل دعاى شريف عرفه است كه مى گويد : « الِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَيْسَ لك » كه خود خدا از همه چيز ظاهر تر است . در حالى كه مسلّم شده كه اين ذيل از بيان امام حسين عليه السلام ، نيست . حتى فصلنام « ميقات » كه متولّيان دعاى عرفه در عرفات ، آن را نشر مى كنند ، در شماره 51 خود ، اين موضوع را به طور مشروح و مستدل آورده است كه آن ذيل از جعليات يك صوفى مصرى است .