السيد الطباطبائي

219

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

هم اين قبيل راه ها به « مركّب » مى رسند يا در قالب « مصدر » و يا در قالب « كثرت پرستى » و يا در قالب سرود ضد عقلى و متناقض محى الدين كه به « وحدت در عين كثرت ، و كثرت در عين وحدت » معتقد است و اين نغم شيطانى را به زبان ها انداخته است . در كتاب « محى الدين در آئينه فصوص » جلد اول ، كه محى الدين به صراحت شيطان را مظهر خدا مىداند ، و در جلد دوم تصريح محى الدين و شاگردش قيصرى را ، آورده ام كه معتقد هستند : پذيرفتن تناقض هيچ ايرادى ندارد . و كمتر ديوانه اى تناقض را مى پذيرد . سه : چون در مكتب قرآن و اهل بيت ( ع ) هيچ راهى براى خدا شناسى و توحيد نيست مگر انديشه در مخلوقات ، پس حديث مورد بحث ، در مقام بيانِ هم اولين و هم قوى ترين دليل است . و دليل هاى ديگر كه در بخش هاى ديگر رساله توحيد مفضّل آمده همگى فرع بر اين اصل اولى هستند و اين دليل را شرح و توضيح بيش تر مى دهند .