السيد الطباطبائي
195
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
اين منطق تشريحى با نوعى « ابطال خواهى » همراه است كه شاگرد يا بايد آن را بپذيرد و يا بايد دليل آورد و آن را ابطال كند . منطق اهل بيت ( ع ) در هم مسائل اصولى و فروعى نيز يك منطق تبيينى است همراه با نوعى ابطال خواهى . قرآن را كمى با دقت مطالعه كنيد ، سرتاسرش بر پايه اين منطق استوار است و همين طور احاديث . اين منطق وقتى كه در بستر استاد و شاگرد نيست و در مقام مناظره طرفينى است ويژگى ديگر نيز مى يابد و آن : كشيدن درون خود مخاطب به رخ خود او است . به عنوان نمونه به آيه هاى 62 ، 63 ، 64 سوره انبياء ، توجه كنيد : « قالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ - قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ - فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ - ثُمَّ نُكِسُوا عَلى رُؤُسِهِمْ » : گفتند اى ابراهيم تو اين كار را با خدايان ما كردى ؟ ابراهيم گفت : بل اين كه بزرگ شان ( بت بزرگ ) است اين كار را كرده است از خودشان بپرسيد اگر بتوانند سخن بگويند . پس ( در اثر اين سخن ابراهيم ) به درون خودشان برگشتند و آن گاه به همديگر گفتند براستى شما ستمكاريد - و سرافكنده شدند . ابراهيم ( ع ) حقيقت را از درون خود آنان به بيرون كشيد ، بدون اين كه او بگويد « چرا اين جمادات را مى پرستيد كه حتى توان سخن گفتن ندارند » اين حقيقت را خودشان به خودشان گفتند و در مقابل قضاوت درونى خودشان سرافكنده شدند . اين است سبك ، شيوه و منطق انبيا ، قرآن و اهل بيت ( ع ) . در ميان منطق هاى مختلفِ مكتب هاى مختلف و بينش هاى مختلف كه در تاريخ بشر آمده ، نزديك ترين منطق به منطق قرآن و اهل بيت ( ع ) ، منطق سقراط است كه معروف به « ديالوگ » است . سقراط در مناظره ، با مخاطب به گفتگو مى پرداخت و حقيقت مورد نظر خود را از درون خود مخاطب در مى آورد . او مى گفت : سبك و شيوه من همان است كه