السيد الطباطبائي
196
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
پدر و مادرم به آن مى پرداختند . پدرم تنديس ساز بود او چيزى از خودش به سنگ نمى داد ، مجسمه را كه در درون سنگ بود ، بيرون مى آورد . مادرم نيز ماما بود او چيزى از خودش به مادر كودك نمى داد ؛ بچه را كه در درون خود مادر بود در مى آورد و به او نشان مى داد . من نيز هيچ چيزى به مخاطب نمى دهم ، آن چه را كه در درون خود اوست به خود او نشان مى دهم . او را به آن چه دارد متنبّه مى كنم . مجلسى ( ره ) مى گويد : امام ( ع ) او را به آن چه در درون داشت متنبه كرد . پيش تر به شرح رفت كه قرآن و اهل بيت ( ع ) هرگز به سبك منطق ارسطوئى به استدلال نپرداخته اند . زيرا آنان با واقعيت ها و حقيقت ها كار دارند ، نه با انتزاعات ذهنيّه . منطق ارسطوئى منطق ذهن است نه عين . منطق مفاهيم شناسى و ذهن شناسى است نه منطق فلسفه ، زيرا فلسفه يعنى واقعيت و حقيقت شناسى . به شرحى كه پيش تر گذشت . اكنون كه برخى ها عادت دارند همه چيز را در آئينه غربى ببينند ، منطق امام ( ع ) را با عينك سقراط غربى مشاهده كنند نه با عينك ارسطوى غربى . در حوزه استادى داريم كه بشدت مى كوشد هم آيات قرآن و احاديث را بر منطق انتزاعى ارسطو ، سوار كند . اما پس از چهل سال كوشش ، به هيچ جائى نرسيده است . و استاد ما بيهوده زحمت مى كشد زيرا اگر با عينك ارسطوئى نگريسته شود اساساً قرآن و اهل بيت ( ع ) هيچ استدلالى ندارند . اينك ما هم براى چند لحظه عينك يونانى غربى به چشم بگذاريم : تفسير مرحوم مجلسى ، بر اساس منطق سقراطى است . و تفسير مرحوم طباطبائى بر اساس منطق ارسطوئى است . در مبحث بعدى چگونگى منطق اهل بيت ( ع ) از بيان خود امام صادق ( ع ) بيش تر شناسائى خواهد شد .