السيد الطباطبائي

177

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

و تكليف مسئله در علم نحو روشن شده است كه : اصل اين است جار و مجرور ، به نزديك ترين كلم ممكن ، متعلّق شود . و اتكال نزديك تر از « نهوا » است . پس مراد مجلسى صورت دوم است ، نه اول . و بر اساس اين قاعد ادبى حمل سخن او بر صورت اول ، تكلّف است . ثانياً : بر فرض اين كه مراد مجلسى اين است كه در هم ابواب نبايد به عقل اتكال كرد . او ابتدا مى گويد : ائمّه ( ع ) راه عقل را بسته اند ( سدّوا ) سپس حدود اين سدّ كردن و چگونگى اين بسته شدن را توضيح مىدهد كه مراد بسته شدن و سدّ شدن راهِ « اتكال بعقل » است نه هر گونه بهره مندى و پيروى از عقل . اكنون اتكال يعنى چه ؟ لغت : وَكَلَ ( يَكِلُ وكلًا و وكولًا ) اليه الامرَ : سلّمه و تركه وفوّضّه اليه و اكتفى به . - تفويض كردن و اكتفا كردن ، بسنده كردن . اتكال مصدر باب افتعال ، به دليل ويژگى اين باب ، به حالت درونى انسان نيز دلالت دارد و اسم فاعل آن « متّكل » مىشود . متكّل : كسى كه بسنده كردن ، در شخصيت او رسوخ كرده باشد . - بسنده كردن خصلت او باشد . مجلسى مى گويد : در هيچ بابى نبايد به عقل بسنده شود . و همگان پذيرفته اند كه خداوند بر انسان ها ، دو رسول داده است : عقل و نبوت . يا : خداوند براى انسان ها دو عقل داده است : نبوت و عقل . و انديشه فرد و جامعه بايد با اين دو و بر اساس اين دو ، استوار باشد . اينك پرسش اين است : كداميك از دو صورت زير درست است : 1 - بايد موضوعات و موارد انديشه ، ميان عقل و نبوت تقسيم شود به سه گروه : الف : مواردى كه مى توان به عقل بسنده كرد .