السيد الطباطبائي

178

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

ب : مواردى كه بايد از عقل و نبوت ( هر دو به همراه همديگر ) استفاده كرد . ج : مواردى كه بايد تنها از نبوت استفاده شود . 2 - تقسيمات بالا نادرست است بايد در همه چيز و در همه موضوعات و موارد انديشه ، از هر دو استفاده كرد . - عقل بدون نبوت كافى نيست و نبوت بدون عقل كافى نيست ، در هر موضوع و در هر مورد . بينش اول ( تقسيم موارد ) اعتقاد ارسطوئيان ما و صدرويان ما ، است . و بينش دوم ، اعتقاد دانشمندانى است كه اسلام را نيازمند ارسطوئيات نمى دانند . اينك در همين مسئل اخير به حكم عقل بسنده كنيم : كسى كه عقلش اسلام را به عنوان يك دين صحيح دانسته و آن را پذيرفته ، آيا عقلش حكم مىكند كه اين دين كامل است و نيازمند مكتب هاى ديگر نيست ، يا عقلش حكم مىكند كه اين دين ناقص بوده و نيازمند ديگران است ؟ - ؟ اگر عقلش به صورت دوم حكم كند ، خودش خودش را نقض كرده است . زيرا عقل سليم حكم مىكند كه خداوند كار ناقص ، هدايت ناقص ، نمى كند . و آن عقلى كه به دين خدا معتقد باشد و سپس آن را ناقص بداند ، حكمش مصداق « ابطال مقدمات نتيجه ، به وسيل خود نتيجه » مىشود . پس كسى كه يك دين را پذيرفته و آن دين را كامل مىداند ، بايد در هم موضوعات و موارد انديشه ، از عقل و نبوت ( به همراه همديگر ) استفاده كند . حتى در صنعت و امور صرفاً فنى . اين همه آفات مدرنيته ، از متلاشى شدن خانواده ها تا مشكلات عظيم محيط زيست ، از تفويض امور به عقل تنها ، و اكتفاء كردن و بسنده كردن به عقل ، ناشى شده است كه اگر نتايج فاسد و تباهگر اين بسنده كردن ، شرح داده شود به ده ها كتاب ضخيم ، مى رسد و رسيده . زيرا اكثر كتاب هاى درمانى ، متون حفاظت محيط ، و كتاب هائى كه در مقام تشريح راه هاى رهائى از اين آفات را بررسى كرده و مى كنند ، همگى در اين زمينه هستند . كه سر از صدها