السيد الطباطبائي

176

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

و اگر مراد اين باشد كه : حكم عقل تا رسيدن به آن ( امامت ) صحيح و سالم است ، پس از آن بابش بسته مىشود . در اين صورت معنايش « پيروى عقل از نقل » مىشود . و اين از نظر فساد فاحش تر است . و حق اين است كه : مراد از هم اين گونه حديث ها ، نهى از پيروى عقليات در آن چه بحث كننده توان تشخيص مقدمات صحيح از مقدمات اشتباه و باطل را نداشته باشد ، است . توضيح : 1 - مراد از « و كثير من غير هم » فرقه هائى از قبيل « اهل ظاهر » و فرق « معطّله » است . 2 - مى گويد : چگونه ممكن است همان عقلى كه به وسيل آن به خود امامت رسيده ايم ، پس از رسيدن به امامت ، همان عقل را ابطال كنيم . زيرا اين كار مصداق « ابطال مقدمات به وسيله همان نتيجه اى كه از همان مقدمات گرفته شده » مى باشد . 3 - اگر گفته شود : عقل تا رسيدن به امامت به درد مى خورد و پس از آن بايد كنار گذاشته شود . اين سخن فاسد تر از سخن بالا است . زيرا لازم گرفته عقل از نقل پيروى كند . 4 - اين حديث ها كه پيروى از عقليات را محكوم مى كنند ، مقصودشان مواردى است كه شخص باحث ، بر تشخيص مقدمات عقلى درست از مقدمات عقلى نادرست ، قادر نباشد . بررسى : اولًا بايد عبارت مرحوم مجلسى معنى شود كه آيا او عقل را در هر باب مسدود مىكند يا نه ؟ - ؟ به جمل « نهوا عن الاتكال على العقول الناقصة في كل باب » توجه فرمائيد ، آيا باصطلاح ادبى « جار مجرور - فى كل باب - » متعلّق به فعل « نهوا » است يا متعلّق به « اتّكال » ؟ - ؟ در صورت اول چنين مىشود : در همه ابواب نبايد به عقل بسنده كرد . و در صورت دوم چنين مىشود : نبايد در هم ابواب به عقل بسنده كرد - يعنى در برخى از ابواب مى توان بسنده كرد . و در اين صورت سخن هر دو بزرگوار يك سخن واحد مىشود .