السيد الطباطبائي

175

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

پس بپرهيز اى شنونده از فراهم آوردن دو خصلت بر خودت : يكى از آن ها اين است كه بدون تدّبر و بى تأمّل هر آن چه را كه در دلت به جوش آمد ، ابراز كنى بدون معيار و شناخت حد و حدود آن . و ديگرى : احساس بى نيازى كنى از چيزى كه به آن نياز دارى و ( در نتيجه ) تكذيب كنى كسى را كه بايد به او رجوع كنى . و دور باش از اين كه حق را ترك كنى به خاطر سستى و ملالت ، و در پى باطل باشى در اثر نادانى و گمراهى . زيرا ما هرگز نيافتيم كسى را كه تابع هواى نفسش باشد و از آن چه كه گفتيم تجاوز كند ، در راه مستقيم و هدايت باشد . پس دقت كن در اين باره . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : و بر تو مخفى نماند : با تدبّر در اين حديث و امثالش معلوم مىشود كه آنان ( ائمّه - ع - ) باب عقل را پس از شناختن امام ، بسته اند . و امر كرده اند كه هم امور از آنان ( ائمّه - ع - ) گرفته شود ، و از بسنده كردن بر عقول ناقصه در هر باب ، نهى كرده اند . توضيح : 1 - مى گويد : عقول ما در مقايسه با ائمّه طاهرين ، ناقص است . 2 - به وسيله عقل مان به اصل توحيد ، نبوت ، معاد ، عدل و امامت ، مى رسيم . پس از آن كه به امامت معتقد شديم ، نبايد به عقل خودمان اكتفاء و اتكال كنيم . در هر باب . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : اين سخن نظريه اخباريون و افراد كثيرى از غير اخباريين است . و اين از شگفت انگيزترين خطاهاست . و اگر حكم عقل بعد از شناختن امام ابطال شود ، همراه مىشود با ابطال توحيد و نبوت و امامت و ديگر معارف دينى . و چگونه ممكن است كه نتيجه گرفته شود از عقل نتيجه اى ، سپس به وسيله همان نتيجه ، حكم عقل ابطال شود در حالى كه خود نتيجه سالم و صادق بماند .