السيد الطباطبائي

157

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

مقدمه دوم : قضاوت : پيامبر ( ص ) و آل ( ع ) مامور بودند در قضاوت ميان مردم نيز از علم غيب استفاده نكنند . فرمود : « إِنَّمَا أَقْضِي بَيْنَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَ الْأَيْمَانِ » : من در ميان شما بر اساس شهادت شهود و سوگندها ، قضاوت مى كنم نه بر اساس علم غيب . و براى قضاوت ، يك قانون نيز تشريع كرده است : اگر در موردى نتوانستيد بر اساس شهادت شهود و سوگند قضاوت كنيد ( يا شاهدى وجود نداشت و موضوع به وسيله سوگند نيز قابل حلّ نبود ) قرعه بيندازيد . اكنون على ( ع ) قضاوت مىكند بايد مانند رسول اكرم ( ص ) علم غيبش را به مسئله دخالت ندهد و در مورد قرعه ، قرعه بيندازد تا علاوه بر عدم دخالت علم غيب ، به امت نيز عملًا ياد بدهد كه موارد قرعه در قضاوت كجاست و قرعه بايد چگونه انجام يابد . امام باقر ( ع ) نيز به عبدالرّحيم ياد مىدهد كه در معضلات ( موضوعاتى كه هيچ راه حلى از شهادت شهود يا سوگند ندارد ) از قرعه استفاده مىشود تا بن بست شكسته شود . زيرا دادگاه و هر قاضى موظّف است مشكل مردم را حل كند و دعواها را فيصله بدهد . مى گويد در هر امرى كه على ( ع ) با آن مواجه مى شد و دربار آن چيزى از قرآن و سنّت نمى يافت ، به قرعه عمل مى كرد و قرعه اش هم به واقع اصابت مى كرد . نمى گويد : على ( ع ) به عنوان امام چيزى از قرآن و سنّت براى آن مسئله نمى يافت ، مى گويد : على ( ع ) به عنوان يك قاضى نمى يافت ، نيافتنى كه ديگر قاضى هاى غير معصوم ، نمى يابند . اين در مقام تعليم امّت و قاضى هاى امّت است ، او مى توانست راه حل مسئله را از قرآن و سنّت بيابد . اما هميشه على ( ع ) در هر محكمه اى ( حتى در زمان خودش ) حاضر نخواهد بود كه هم مسائل را از قرآن و سنّت حل كند . لازم بود در مواردى از قرعه استفاده كند تا امّت