السيد الطباطبائي
138
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
طور مطلق و بدون توضيح مى آورند و معمولًا شخصيت هاى رد پايين را با عناوين توضيحى مى آورند . 2 - شخصى كه اين حديث را از او نقل مىكند مفضل بن عمر است فرد هوشمندى كه حتى به دليل ذكاوت ذهنش مورد حسادت برخى از اشخاص ، بود . تنها يك اثر او در ميان آثارش كه « توحيد مفضل » است در نشان دادن مقام علمى و هوشمندى و توان استعدادى او و نبوغ او ، كافى است . منشور علمى اى كه برخى از علماى ما هنوز هم در دريافت معانى برخى از ابعاد آن ، نا توان هستند . چگونه ممكن است كسى مانند مفضّل ، از يك آدم كم هوش و فاقد توان درك ، سخن امام صادق ( ع ) را روايت كند ؟ آن هم در دقيق ترين و حساس ترين مسائل از قبيل « منشأ و ماهيت علم ائمه - ع - » . اتفاقاً همين روحى استثنائى ، و روحيّه بى اعتنائى او نسبت به افراد كم استعداد باعث مى شد كه بر عليه او شايعه سازى كنند . هر كسى احوالات مفضل را در متون ( علم رجال ) - از آن جمله : معجم الرجال مرحوم خوئى ( ره ) از صفحه 315 تا صفحه 330 - با دقت مطالعه كند ، اين واقعيت را به خوبى مشاهده مىكند . حتى مخالفانش نيز او را فردى هوشمند مى دانند . بنابراين ، فرمايش مرحوم طباطبائى علاوه بر اين كه بدون دليل است نوعى ارسال مسلّم ، نيز مى باشد . و جالب اين كه : مفضل كه اين حديث را از حارث ، از بيان امام صادق ( ع ) نقل مىكند ، در زمان امام كاظم ( ع ) از نو آن را از آن حضرت مى پرسد ، مى گويد : به امام كاظم ( ع ) گفتم : براى ما از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : علم ما غابر ، مزبور ، و نكت فى القلوب ، و نَقْر در اسماع ، است . امام كاظم فرمود : غابر علم سابق ما است ، مزبور علمى است كه به ما مى