السيد الطباطبائي
137
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
توضيح : يعنى امام ( ع ) عمداً مسئله را در هال ابهام گذاشت . و اين سخن مرحوم طباطبائى ، در موارد خودش درست است . زيرا مطابق « نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِم » ، گاهى ائمه طاهرين عليهم السلام ، با توجه به عدم توان و كشش ذهن مخاطب ، موضوع را در هال مبهم ، وا مى گذاشتند . بررسى : 1 - « در هاله ابهام واگذاشتن » ، غير از « مبهم كردن مطلب » است . اهل بيت ( ع ) هرگز براى اصحاب ايجاد ابهام ، نكرده اند . زيرا چنين رفتارى نقض غرض امامت است . درست است : در موارد تقيه گاهى چنين رفتارى داشته اند ، نه دربار مخاطبى كه از توان ذهنى لازم برخودار نيست . درباره چنين اشخاصى مسئله را خيلى باز نمى كردند و آن را با هاله اى از ابهام رها مى كردند . نه اين كه ايجاد ابهام مى كردند . در ادبيات فارسى « ابهام » يعنى مبهم بودن . اما در عربى ابهام يعنى مبهم كردن و ايجاد ابهام در يك مسئله . و علامه طباطبائى سخنش را به عربى نوشته است . 2 - راوى كه در اين حديث مخاطب امام صادق ( ع ) است ، كيست ؟ آيا از افراد هوشمند و داراى ذهن قوى است يا فاقد توان كافى ذهن است ؟ اين ها پرسش هائى هستند كه ابتدا بايد پاسخ شان روشن شود ، سپس نوبت به داورى مرحوم علامه مى رسد . مخاطب يكى از اصحاب امام صادق ( ع ) است بنام « حارث » ، اين شخصيت را به وسيله حديث ديگر خواهيم شناخت . اما اگر ما باشيم و فقط اين حديث ، چون در ميان اصحاب آن حضرت افراد زيادى به اين نام هستند ، تعيين دقيق اين شخصيت دشوار است زيرا در اين حديث ، بدون لقب ، كنيه ، نام خانوادگى و طايفه اى ، آمده است . اما دو چيز ما را بر اهميت شخصيت او رهنمون مىشود : 1 - همين كه نام او مطلق و بدون قيد و توضيح آمده ، حاكى از اين است كه او در ميان افراد موسوم به حارث ، شناخته ترين فرد بوده است ، چون معمولًا شخصيت هاى برتر را به