السيد الطباطبائي
12
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
مىگويند : علامه طباطبائى سه مجلد « 1 » از بحار را تصحيح كرده است . اما به خوبى روشن است كه مرحوم طباطبائى هرگز در صدد تصحيح نسخه هاى خطى يا چاپ پيشين نبوده است . كارى كه او انجام داده « نقد » است نه تصحيح . بديهى است ؛ همزمان به تدوين تفسير وزين الميزان مشغول بود ، كه اساساً وقتى براى تصحيح به معنى اصطلاحى نداشت و ثانياً بهترين رويّه را انتخاب كرده كه آن چه مى نگارد مطالب مهم و اساسى باشد . طباطبائى ( ره ) از آغاز بحار ، تا آخر باب « اثبات الحشر و كيفيته » پيش رفته كه در چاپ جديد تا صفحه 53 جلد هفتم ، مى باشد . بنابراين ، تلاقى اين دو انديشه بزرگ ، در حساس ترين اصول ، مبانى ، و مسائل است از قبيل : علم و ماهيت علم ، توحيد ، چگونگى آغاز آفرينش ، پديد اولىّ كائنات ، قضا و قدر ، جبر و اختيار ، جبر و تفويض و امرٌ بين امرين ، عدل الهى ، و معاد ، است ؛ اصول و مسائلى كه اولًا در تاريخ شيعه كمتر ، ( يعنى نه در حد چنان كه بايد ) به آن پرداخته شده است . اصول و مسائلى كه هميشه ايجاب مى كرده و مىكند كه بيش تر به آن ها پرداخته شود ، به ويژه در عصر ما . بايد تا جائى به آن بپردازيم كه مانند علم فقه پرورانيده شود . و از گذشتگان مان متشكر و ممنون باشيم كه با هم گرفتارى ها و تضييقات كه در طول تاريخ سياسى جامعه مسلمانان ، با آن مواجه بودند ، اين همه كار براى ما و مكتب ما كرده اند . عقل و نيز خود مكتب حكم مىكند كه اين اصول و مسائل مربوط شان ، واجب تر و ضرورى تر از فقه هستند . و آن چه تا امروز كار شده اگر براى پيشينيان كافى بوده ( كه نبوده ) براى ما امروزيان هرگز كافى نيست . و هيچ علمى هرگز به خط « بس » نخواهد رسيد . علامه طباطبائى در 92 مورد پاورقى زده و حاشيه نوشته است ؛ يكى دو مورد آن ، توضيحى است كه دربار حديث ، داده است و در سه چهار مورد نيز مخاطبش بزرگانى مانند
--> ( 1 ) - مراد سه مجلد با تقطيع خود علامه مجلسى است نه تقطيع چاپ جديد .