السيد الطباطبائي
118
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
توضيح : يعنى جمله « لن يفترقا » هيچ ارتباطى با اين كه آيا تحريفى در قرآن رخ داده يا نداده ، ندارد . تنها در مقام بيان اين است كه حقايق معارف قرآن در نزد اهل بيت ( ع ) است . بررسى : 1 - ( باصطلاح ) لقائل ان يقول : اين سخن علامه مجلسى ( ره ) هيچ ارتباطى با تحريف و عدم تحريف قرآن ، ندارد . بل كه توجهش به عرص گسترد اختلاف قرائات است كه افراد غير مسئول تحت عنوان قرّاء سبعه يا قُرّاء عشره ، براى امّت « حجّت » شده اند در حدّى كه گاهى برخى از پيروان اهل بيت ( ع ) نيز با قرائت آنان به عنوان حجّت ، رفتار مى كنند . 2 - درست است در آن وقت كه پيامبر ( صلّ الله عليه وآله ) حديث ثقلين را فرمود و مكرر فرموده است ، نه سخن از اختلافات قرائتى در ميان بود و نه چيزى به نام تحريف يا عدم تحريف قرآن . و فرمايش آن حضرت تنها به حقايق معارف قرآن معطوف بود ، و فرمايش علامه طباطبائى در اين موضوع كاملًا درست است . زيرا حديث با دلالت مطابقى و دلالت تضمّنى ، بر غير از حقايق معارف ، ندارد . اما دلالت التزامى چه طور ؟ بى ترديد حديث ، دلالت التزامى دارد بر اين كه « الفاظ قرآن نيز در نزد آن ها است » ، بل دلالت تضمّنى دارد و بل دلالت كاملًا مطابقى هم دارد . مى فرمايد : آنان با قرآن هستند و قرآن با آنان است لفظاً و معناً . فرمايش علامه طباطبائى دربار تحريف و عدم تحريف درست است و نمى توان از حديث ثقلين براى تقويت اخبار دالّ بر تحريف ، استفاده كرد . اما اگر مراد علامه مجلسى ( ره ) اختلاف قرائات باشد ، حق با مجلسى است . و دست بالا مى توان گفت مراد مجلسى هر دو است . در اين صورت در يكى از دو موضوع حق با مرحوم طباطبائى است و در موضوع ديگر حق با مرحوم مجلسى است . و اين مطلب كاملًا روشن است .