السيد الطباطبائي
106
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
بررسى : هر دو بزرگوار ، مخاطب را به آن چه پيش تر گفته اند ( مجلسى در صفحه 101 و طباطبائى در صفحه 104 جلد اول ) ارجاع داده اند ، بنده نيز به شرحى كه در همان جا آورده ام ، ارجاع مى دهم . اما مرحوم طباطبائى در اين سخنش مطلبى را افزوده است و مى فرمايد : اصطلاح تجرّد و مادّيت بعداً پيدايش يافته اند . اين جمله پاسخى است به مجلسى كه مى گويد : از ظاهر اخبار چيزى به دست نمى آيد كه دلالت كند بر وجود مجردى ( غير از خدا ) . و طباطبائى ( ره ) مى گويد : چون اصطلاح تجرّد بعدها پيدا شده ، بنابراين در اين باره از ائمه طاهرين ( ع ) پرسش نشده تا در ظاهر حديث ها بيايد . و اگر كسى به آن مرحوم اشكال كند كه : چرا اصطلاحى كه در زمان پيامبر ( ص ) و ائمه ( ع ) نبوده ، ايجاد كرده اند ؟ پاسخ مى شنود كه : اصطلاحات فراوانى حتى در فقه نيز داريم كه در زمان معصومين ( ع ) نبودند و علما آن ها را از قرآن و احاديث استنباط و استخراج كرده اند . و اين پاسخ كاملًا حق و درست است . اما : اولًا : بحث از ماده ، هيولا ، صورت و اين كه « مصدر » - خدا - و نيز « صادر اول » نه ماده دارد ، و نه هيولا ، و نه صورت و مجرّد از اين ها است از همان 2300 سال پيش كه ارسطو در حال مشى و مشّايانه بحث مى كرد ، بودند . و اگر اين مباحثات از مبانى انديشه ارسطو ، حذف شود مكتب او هيچ و صفر مىشود . پس بايد گفت وجود ارسطو و مباحثاتش همگى افسانه اى است كه بعداً ساخته شده ، اما كسى چنين سخنى را نمى پذيرد . ثانياً : علت اين كه لفظ تجرّد ( يا هر لفظى كه به آن دلالت كند ) در تخاطبات و محاورات ائمه ( ع ) با اصحاب شان نيامده ، اين است : آنان همگى به حدّى ارسطوئيات را باطل مى