السيد الطباطبائي
107
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
دانستند ، چنين اصطلاحات را مسلّم البطلان و مفروغ عنه ، مى دانستند و آن را قابل بحث نمى دانستند . تنها هشام بن حكم براى روشن شدن ديگران ، كتابى در ردّ ارسطوئيات نوشته است . ثالثاً : اين كه مى فرمايد « كتاب و سنّت بر تجرّد دلالت دارند بدون شبهه اى » دربار خداوند متعال ، كاملًا صحيح است . اما سخن دربار موجودات غير از خدا است . حتى يك آيه يا يك حديث ( اعم از نصّ و ظاهر ) نداريم كه به موجود مجرّد غير از خدا ، دلالت كند ، اعم از دلالت ظاهرى و دلالت باطنى و اعم از دلالت مطابقى و تضمنى و التزامى . مگر برداشت هائى كه دقيقاً مصداق تحريف قرآن و حديث است . رابعاً : در مباحث پيشين روشن شد كه ارسطوئيان پيشين ، واقعيت نور ، عكس در آينه ، زمان ، مكان ، را نمى دانستند و لذا سخن از مجرّدات گفته اند . اما امروز ببركت علم فيزيك واقعيت هم اين ها روشن شده ، و از مسلّمات اوليه گشته است كه غير از خدا همه چيز زمانمند و مكانمند است و زمان و مكان عين مادّه هستند ، و محال است كه چيزى مجرّد از مادّه باشد ( غير از خداوند متعال ) . و اين ارسطوئيان و صدرويان امروزى ما ، هستند كه همچنان به اين باورهاى باطل اصرار مى ورزند .