السيد الطباطبائي
13
مهر تابان ( طبع جديد ) ( فارسى )
تبريز آمده و نقشهاى كشيده است كه مورد نظر و تصويب ايشان قرار گرفته است . ما بسيار شائق و مترصّد بوديم كه اين سيّد را ببينيم . و از طرفى نيز بسيار شائق بوديم كه درس فلسفه بخوانيم ، و در آن اوان ، عالم جليل فخر الحكمَاء و الفلاسفة آية الله حاج ميرزا مهدى آشتيانىّ قدَّس اللهُ نفسَه بقم مشرّف شده ، و قصد تدريس داشتند ، و چند ماهى هم توقّف كردند ؛ و بيكى از دوستان عزيز ما قول داده بودند كه درس خصوصى فلسفه را از « منظومهء سبزوارى » براى ما بگويند ، و ما در آستانهء شروع بوديم كه ايشان بغتةً از اقامت در قم انصراف حاصل نموده و بطهران بازگشتند . در همين احوال شنيديم : آن سيّدى كه از تبريز آمده و نقشهء ساختمان را كشيده است ، بنام قاضى معروف و در رياضيّات و فلسفه زبردست ، و نيز درس فلسفهاى در حوزه شروع كرده است . اشتياق ما براى ديدار و ملاقات با او زياد شد ؛ و مترصّد بوديم بمنزلش برويم و به بهانهاى از او ديدار كنيم . تا آنكه يكى از دوستان ما كه در مدرسه رفت و آمد داشت و فعلًا از علماى رشت مىباشند ، يكروز بحجره آمده و گفتند : آقاى قاضى « 1 » از زيارت مشهد برگشته ، بيا بديدنش برويم ! چون به منزل ايشان وارد شديم ، ديديم كه اين رجُل معروف و مشهور همان سيّدى است كه ما همه روزه در كوچهها در بين راه او را مىديديم ، و ابداً
--> ( 1 ) حضرت علّامهء طباطبائى در ابتداء ورودشان به قم به قاضى معروف بودند ، چون از سلسلهء سادات قاضى مشهور در آذربايجان هستند ؛ ليكن از نقطهء نظر آنكه ايشان از سادات طباطبائى هستند ، خود ايشان ترجيح دادند كه به طباطبائى معروف شوند . و اخيراً براى حقير چنين منكشف شده است كه : شايد ايشان خواستهاند لقب قاضى منحصراً به يگانه استاد ارجمندشان مرحوم حاج سيّد على آقاى قاضى منحصر گردد ؛ و ايشان از جهت تكريم و تجليل از مقام استاد ، در شهرت و معروفيّت ، با وى شريك نباشند .