السيد الطباطبائي
72
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )
و نيز در كافى از محمّد بن يحيى مرفوعا قال : قال لى أمير المؤمنين عليه السّلام : من استحكمت لى فيه خصلة من خصال الخير احتملته عليها و اغتفرت فقدما سواها ؛ و لا أغتفر فقد عقل و لا دين لأنّ مفارقة الدّين مفارقة الأمن ؛ فلا يتهنّأ بحياة مع مخافة ؛ و فقد العقل فقد الحياة ، و لا يقاس إلّا بالأموات . « 1 » بارى در آيات قرآن كريم و اخبار معصومين سلام الله عليهم اجمعين به هر سه موضوع از تقويت عقل و تقويت قلب و لزوم متابعت شرع تأكيد شده است ؛ و در دعاها و مناجاتها تقويت هر سه را از ذات اقدس حضرت احديّت خواستار شدهاند . امير المؤمنين عليه السّلام در ضمن ادعيهء خود در نهج البلاغه بدرگاه خداوندى عرضه مىدارد : الحمد لله الّذي لم يصبح بى ميّتا و لا سقيما ؛ و لا مضروبا على عروقى بسوء ؛ و لا مأخوذا بأسوإ عملى ؛ و لا مقطوعا دابري ؛ و لا مرتدّا عن دينى ؛ و لا منكرا لربّى ؛ و لا مستوحشا من إيمانى ؛ و لا ملتبسا عقلى ؛ و لا معذّبا به عذاب الأمم من قبلى . « 2 » استاد ما علّامهء طباطبائى قدّس الله سرّه در هر سه موضوع در درجهء كمال ، بلكه در ميان اقران حائز درجهء اوّل بودند : امّا از جهت كمال قوّهء عقليّه و حكمت نظريّه ، متّفق عليه بين دوست و دشمن ؛
--> ( 1 ) امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند : كسى را كه حقا دريابم كه در او يك خصلت از خصلتهاى نيكو استوار است ، من تمام نيكوئيها را بر آن خصلت حمل مىكنم ؛ و فقدان ساير خصلتها را ناديده مىگيرم . و ليكن من فقدان دين و فقدان عقل را نمىتوانم ناديده بگيرم . چون هرجا دين نباشد ، امنيّت نيست ؛ و معلوم است كه زندگانى با وجود نگرانى و ترس گوارا نمىباشد . و فقدان عقل همان فقدان حيات است ؛ و نبايد كسانى را كه عقل ندارند به چيزى سنجيده شوند مگر با مردگان ( 2 ) نهج البلاغه ج 1 خطبه 213 : سپاس از آن خدائيست كه مرا مرده داخل در صبح نكرد ؛ و نه مريض ؛ و نه آنكه بر رگهاى من به بدى زده شده است ؛ و نه پشت من از فرزند مقطوع گرديده است ؛ و نه مرتدّ از دين خود شدهام ؛ و نه آنكه منكر پروردگار گرديدهام ؛ و نه آنكه از ايمان خود به وحشت افتادهام ؛ و نه آنكه عقل من شوريده و خراب شده باشد ؛ و نه آنكه مانند امّتهاى سالفه به عذابهاى آنان مبتلا شده باشم . و همانطوركه ملاحظه مىشود حضرت در اينجا شكر و سپاس كمال عقل و ثبات در دين و برقرارى ايمان قلبى را نمودهاند .