السيد الطباطبائي
73
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )
و همانطوركه گفته شد در جهان اسلام بىنظير بودند ؛ و امّا از جهت كمال قوّهء عمليّه و حكمت عمليه و سير باطنى در مدارج و معارج عوالم غيب و ملكوت و وصول به درجات مقرّبين و صدّيقين ؛ دو لب بسته و خاموش ايشان حتّى در زمان حيات كه كتمان سرّ را از اعظم فرائض مىدانستند به ما اجازه نمىدهد كه بيش ازين در اين مرحله كشف پرده كنيم . الّا آنكه ، همانطوركه ذكر شد اجمالا مىگوئيم : علّامه در دنيا غائب بود غائب آمد و غائب رفت . وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا ( آيهء 15 از سوره 19 مريم ) « 1 » و امّا از جهت شرع ، خود يك فقيه متشرّع بودند كه در رعايت سنن و آداب به تمام معنىالكلمه بذل توجّه داشتند ؛ و حتّى از بجا آوردن كوچكترين مستحبّات دريغ نمىنمودند ؛ و به آورندگان شرع مبين بديده تعظيم و تجليل و تبجيل مىنگريستند . و نسبت به بعضى از صوفيّه كه بشرع مقدّس آنطور كه بايد و شايد اهميّت نمىدهند معترض و از آنان انتقاد مىنمودند ؛ و روش آنان را مقرون به خطا و غير مصيب بسر منزل مقصود مىدانستند . و اين جملهء رسالهء منسوب به بحر العلوم آنجا كه مىفرمايد : « و اما استاد عام شناخته نمىشود مگر به مصاحبت او در خلاء و ملاء و معاشرت باطنيّه و تماميّت ايمان جوارح و نفس او ؛ و زينهار بظهور خوارق عادات ؛ و بيان دقايق نكات ؛ و اظهار خفاياى آفاقيّه ؛ و خباياى أنفسيّه ؛ و تبدّل بعضى از حالات خود بمتابعت او فريفته نبايد شد ؛ چه إشراف بر خواطر و اطّلاع بر دقايق و عبور بر نار و ماء و طىّ زمين و هوا و استحضار از آينده و امثال اينها در مرتبهء مكاشفهء روحيّه حاصل مىشود ؛ و از اين مرحله تا سر منزل مقصود راه بىنهايت است ؛ و بسى منازل و مراحل است ؛ و بسى راهروان اين مرحله را طىّ كرده ؛ و از آن پس از راه افتاده به وادى دزدان و ابالسه داخل گشته ؛ و از اين راه بسى كفّار را اقتدار بر بسيارى از امور حاصل . » بسيار مورد پسند و تحسين ايشان بود ؛ و كرارا بر روى آن تكيه مىنمودند ؛ و براى
--> ( 1 ) راجع به حضرت يحيى است كه : و سلام بر او باد در روزى كه از مادر متولّد شد و در روزى كه مىميرد و در روزى كه زنده مبعوث مىگردد .