السيد الطباطبائي
48
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )
و همچنين تمام فرق اهل تسنّن كه فقط تكامل خود را در سايهء قرآن و سنّت نبوى ميدانند . أمّا شيعه ، دين حركت و زندگى است ؛ چون معتقد است كه حتما بايد امام و رهبر امّت زنده باشد ؛ و تكامل انسان فقط به وصول بمقام مقدّس او حاصل مىشود ؛ و لذا براى اين منظور از هيچ حركت و پويائى و عشق دريغ نمىكند . مىفرمودند : روزى به كربن گفتم : در دين مقدّس اسلام تمام زمينها و مكانها ، بدون استثناء محل عبادت است ؛ اگر فردى بخواهد نماز بخواند ؛ يا قرآن بخواند ؛ يا سجده كند ؛ يا دعا كند در هرجا كه هست مىتواند اين اعمال را انجام دهد ؛ و رسول الله فرموده است : جعلت لى الأرض مسجدا و طهورا ؛ ولى در دين مسيح چنين نيست ؛ عبادت فقط بايد در كليسا انجام گيرد ؛ و در موقع معيّن ؛ عبادت در غير كليسا باطل است . بنابراين اگر فردى از مسيحيان در وقتى از اوقات حالى پيدا كرد ؛ مثلا در نيمهشب در خوابگاه منزل خود ؛ و خواست خدا را بخواند ؛ چه كند ؟ او بايد صبر كند ؛ تا روز يكشنبه ، كليسا را چون باز كنند ؛ بيايد در آنجا ؛ و براى دعا در آنجا حضور بهم رساند ؟ اين معنى قطع رابطهء بنده است با خدا . كربن در پاسخ گفت : بلى اين اشكال در مذهب مسيح هست ؛ و الحمد لله دين اسلام در تمام ازمنه و امكنه و حالات ؛ رابطهء مخلوق را با خالق خود محفوظ داشته است . و فرمودند : اگر در دين مقدّس اسلام انسان حاجتمند ، حالى پيدا كند ؛ طبق همان حال و حاجت ، خدا را مىخواند ؛ چون خدا اسماء حسناتى دارد چون غفور و رحيم و رازق و منتقم و غيرها ؛ و انسان طبق خواست و حاجت خود ، هريك از اين اسماء را مناسب ديده ؛ خدا را بدان اسم و صفت ياد مىكند . مثلا اگر بخواهد خدا او را بيامرزد ؛ و از گناهش در گذرد ؛ بايد از اسم غفور و غفّار و غافر الذّنب استفاده كند . أمّا در دين مسيح خدا اسماء حسنا ندارد ؛ فقط لفظ خدا و إله و اب براى اوست بنابراين اگر شما مثلا حالى پيدا كرديد ! و خواستيد خدا را بخوانيد ؛ و مناجات كنيد ؛ و او را با أسماء و صفاتش ياد كنيد ! و با اسم خاصّى از او حاجت خود را بطلبيد ! چه خواهيد كرد ؟