السيد الطباطبائي

34

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )

نشده تا بعد از هزار سال از هجرت در كلام فلاسفهء اسلام * آمد ؛ و آنها خود گفتند كه ما اين حقيقت را از علىّ گرفته‌ايم . و اين سرّ آن بود كه ما نمونه‌هائى از آن كلمات على را ذكر كرديم ؛ چون اين گونه سلوك احتجاجىّ برهانىّ در كلام غير از او ديده نشده است ؛ كه همهء آنها مبنى بر صرافت وجود و احديّت ذات اقدس خداست جلّت عظمته . و سپس علّامه در پاورقى فرمودند : در اينجاست كه مرد ناقد خبير و متدبّر متفكّر عميق از آنچه از بعض از علماء اهل بحث و گفتگو صادر شده است : كه اين خطبه‌هاى حضرت امير المؤمنين كه در نهج البلاغه آمده است انشاء حضرت نيست ؛ و از ساختگىهاى سيّد رضىّ است ؛ سر انگشت تعجّب بدندان بايد بگزد . و اى كاش من مىفهميدم كه چگونه ساختگى بودن مىتواند در اين موقف علمى دقيقى كه افهام علماء حتّى پس از آنكه عليّ بن ابى طالب درش را باز كرد ؛ و پرده‌اش را بر گرفت ؛ قدرت و قوّت وقوف بر آن را نيافت ؛ راه پيدا كند ؟ و قرون متماديه بعد از افكار مترقّى در طول هزار سال در راه سير تكاملى فكرى نتواند به آن برسد ؛ و غير از عليّ بن ابى طالب نه صحابه و نه تابعين نتوانستند اين بار را حمل كنند ؛ و بر اين حقيقت واقف گردند ؛ و طاقت ادراك آن را داشته باشند . آرى كلام اين گونه افرادى كه نهج البلاغه را به ساختگى بودن مىخواهند از صحنه خارج كنند ، با بلندترين آهنگ ، فرياد مىزند : كه آنان چنين پنداشته‌اند كه حقايق قرآنيّه و اصول عاليهء علميّه ، جز مفاهيم عامّه كه در دست همه است چيز دگرى نيست ؛ و فقط تفاضل بالفاظ فصيح و بيان بليغ است . ما اين نمونه را در اينجا آورديم تا معلوم شود كه آنچه در خطب و روايات آمده مطالب مبتذل عامّى نيست ؛ بلكه بسيارى از آنها نياز به فهم قوىّ و برهان قويم دارد ؛ و بر همين اساس استاد علّامه طباطبائى تقويت فكر و تصحيح قياس و بطور كلّى منطق و فلسفه را لازم ؛ و قبل از رجوع به اين خزائن علميّهء أهل بيت عليهم السّلام ؛ فلسفه را مشكل‌گشا و راهنماى وحيد اين باب مىدانستند .

--> مراد از فلسفه اسلام بعد از هزار سال از هجرت صدر المتألهين است كه او در كتاب‌هاى خود قائل به وحدت بالصرافه بودن ذات حق شد و اين معنى را با بلغ وجهى بثبوت رسانيد و كلام ابن سينا را در توحيد عددى بودن ذات حق نفى كرد صدر المتألّهين در حدود سنهء 979 هجريه قمريه در شيراز متولد شده است .