السيد الطباطبائي

27

مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )

تشكيك در وجود و پيدا شدن مسائل جديدى چون قضيّهء إمكان أشرف ، و اتّحاد عاقل و معقول ، و حركت جوهريّه ، و حدوث زمانى عالم بر اين اصل ، و قاعدهء بسيط الحقيقة كلّ الأشياء و نظايرها بسيار معجب و خوشايند بودند . [ روش تفكيرى استاد علّامهء طباطبائى در حكمت و فلسفه ] علّامه طباطبائى فلسفهء صدر المتألهين « * » را بواقع نزديكتر مىيافتند ؛ و خدمت او را بعالم علم و فلسفه بعلّت تكثير مسائل فلسفه ، كه در اين فلسفه از دويست مسئله به هفتصد مسئله ارتقاء يافت ؛ فوق‌العاده تقدير مىكردند . و از اينكه صدر المتألهين تنها بدنبال مكتب مشّائين نرفته ؛ و فلسفهء فكرى و ذهنىّ را با اشراق باطنىّ و شهود قلبىّ جمع كرده ؛ و هر دوى آنها را با شرع انور تطبيق نموده است ؛ بسيار تحسين مىكردند . صدر المتألهين در كتب خود از جمله ، اسفار اربعه و مبدأ و معاد و عرشيّه و بسيارى از رساله‌هاى ديگرش اثبات كرده است كه بين شرع كه حكايت از واقع مىكند ، و بين روش فكرىّ ، و شهود وجدانىّ ، تفاوتى نيست ؛ و اين سه منبع از يك سرچشمه مبدأ مىگيرند ؛ و هريك ديگرى را تأييد و تقويت مىكنند . و اين بزرگترين خدمتى است كه اين فيلسوف بعالم وجدان و بعالم فلسفه و بعالم شرع نموده است . و براى مستعدّين كمال ، و قبول فيوضات ربّانيّه ، همه راه‌ها را باز و درى را به روى آنان نبسته است . گرچه اساس و ريشهء اين نظريّه در كلمات معلّم ثانى أبو نصر فارابى ، و بوعلى سينا ، و شيخ اشراق و خواجه نصير الدّين طوسى ، و شمس الدّين بن تركه نيز ملاحظه شده است ؛ ولى آن‌كسىكه موفق به انجام اين مهم شد ، كه بدين طرز عالى و اسلوب بديع اين مقصد را به پايان برساند ، خصوص اين فيلسوف زنده‌دل متشرّع عاليقدر است . مرحوم استاد معتقدند كه صدر المتألّهين فلسفه را از اندراس و كهنگى بيرون آورد ؛ و روح نوينى در آن بخشيد ؛ و جان تازه‌اى در او دميد ؛ پس مىتوان او را زنده‌كنندهء فلسفهء اسلاميّه دانست . و از اينها گذشته استاد ما نسبت بمقام زهد ، و بىاعتنائى به دنيا ، و بروش ارتباط

--> * و از جمله متفرّدات فلسفه ملّا صدرا يكى مسئلهء واحد بالصرّافه بودن ذات اقدس حق است و ديگر مسئلهء علم حضورى داشتن علّت به معلول خود ؛ بوعلى سينا در كتاب شفا صريحا قائل به وحدت عددى بودن حقّ شده است و نيز علم ذات اقدس حقّ را بموجودات علم حصولى مىداند نه حضورى ملّا صدرا در اين دو مسئله نيز دليل بوعلى را ابطال كرده است . و اين دو مسئله از اهمّ مسائل اعتقادى است .