السيد الطباطبائي

131

قرآن در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )

و با سهمى كه برده نيازمنديهاى زندگى خود را رفع مىنمايد . از بيان گذشته روشن مىشود كه مقتضاى طبع اولى انسان كه منافع خود را مىخواهد اينست كه ديگران را در راه منافع خود استخدام كند و از بهره كار ايشان استفاده نمايد و تنها از راه اضطرار و ناچارى است كه به اجتماع تعاونى تن مىدهد . اين مسئله از مطالعه حال كودكان بسيار روشن است زيرا كودك هر چه دلش مىخواهد بىچون‌وچرا و بطور گزاف درخواست مىكند و درخواست خود را با گريه تأكيد مىنمايد و كم‌كم كه با بالا رفتن سن بصحنه اجتماع نزديكتر و باوضاع آشناتر مىشود از تقاضاهاى گزافى خود تدريجا چشم مىپوشد تا كاملا وارد جامعه شده گزاف‌گوئى را به شكلى فراموش مىنمايد . گواه ديگر مطلب اينكه عادة مىبينيم كه هر وقت انسان قدرتى كه فوق قدرت ديگران باشد بدست آورد بىمحابا به اجتماع تعاونى و لوازم آن پشت پا زده باستخدام افراد مىپردازد و منافع كارشان را بدون عوض به خود اختصاص مىدهد . خداى متعال در اشاره به اين اجتماع تعاونى مىفرمايد : « نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ