السيد الطباطبائي
132
قرآن در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )
فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا » سورهء زخرف آيه 32 ( ترجمه : ما در زندگى دنيا مايه زندگىشان را در ميانشان قسمت كرديم و برخى از ايشان را بر برخى ديگر درجاتى تفوق داديم تا برخى از ايشان برخى ديگر را مسخر سازد ) . آيه كريمه اشاره مىكند به حقيقت اجتماع تعاونى انسان كه در آن هريك از افراد در بخشى از مايه زندگى به - ديگران فائق مىباشد و در نتيجه افراد با درجات مختلفى متفاوتند و هريك از ايشان در آنچه فائق است ديگران را مسخر خود ساخته و اعمالشان را بنفع خود برمىگرداند و در نتيجه افراد مانند تار و پود جامه بهم بافته شده يك واحد اجتماعى را تشكيل مىدهند . و باز مىفرمايد : « إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ » سوره ابراهيم آيه 32 ( ترجمه : بدرستى انسان ستمگر است ) « إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا » سوره احزاب آيه 72 ( ترجمه : زيرا او ستمگر و نادان بود ) . آيه كريمه اشاره مىكند به غريزه طبيعى استخدام كه انسان بواسطه آن بحريم ديگران تجاوز كرده دست روى منافعشان مىگذارد .