السيد الطباطبائي

122

قرآن در اسلام ( طبع قديم ) ( فارسى )

4 - نداى وجدان به دعوت طبق توجيه گذشته معنى نبوت و رسالت همان برانگيخته شدن و گردن‌گير شدن است از ندائى كه وجدان انسانى باصلاحات عمومى مىنمايد ولى از قرآن مجيد خلاف اين معنى فهميده مىشود زيرا خداى متعال مىفرمايد : « وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها » سوره شمس آيه 8 ( ترجمه : سوگند بنفس و كسى كه او را درست كرد پس الهام نمود به او - به دلش انداخت - بزه‌كارى و پرهيزكارى او را ) به دلالت آيه هر فرد از انسان با وجدان و نهاد خدادادى خود نيك و بد و زشت و زيباى اعمال خود را درك مىكند و نداى اصلاحات در درون هر انسان نهفته است جز اينكه برخى گوش داده رستگار مىشوند و برخى اعتنا نكرده بسوى بدبختى قدم برمىدارند چنان كه بعد مىفرمايد : « قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها » سوره شمس آيه 10 ( ترجمه : رستگار شد كسى كه نفس را نمو خوب داد ( پرورانيد ) و زيانكار شد آنكه آن را از نمو به آن بازداشت ) و اگر نبوت و رسالت اثر همين نداى وجدان بود كه عموميت دارد ، همه افراد نبوت و رسالت را داشتند و حال آنكه خداى متعال اين