سيد محسن دين پرور

21

فروغ فقه و ادب ( زندگينامه فشردهء علامه شريف رضى ) ( فارسى )

مىشد ناگهان ديد بانويى محترمه در حالى كه با كمال وقار حركت مىكند دست دو كودك را گرفته و به جانب او مىآيد و آنگاه چنين گفت : من همسر طاهر ذو المناقب مىباشم و اين دو كودك فرزندان منند آنها را نزد شما آورده‌ام تا علم فقه و احكام دينى را به آنان بياموزى ، شيخ بزرگوار فورا از جاى برخاست و از تعبير خواب دوشين در شگفت شد و گريست و خواب خود را براى او تعريف كرد ، آنگاه با كمال دقت و اشتياق به تربيت و تعليم آنان همت گماشت تا به آن مقام والاى علمى و معنوى رسيدند و توانستند به تربيت و تعليم جامعه اقدام كنند . اهتمام مادر سيد رضى به تحصيلات وى طاهر ذو المناقب به خاطر آزادگى و زير بار دستگاه خلافت و سلطنت نرفتن ، مورد غضب عضد الدّولهء ديلمى قرار گرفت و در سال 369 هجرى كه فرزندش سيد رضى دهساله بود دستگير و اموالش مصادره و سپس به شيراز تبعيد شد و تا سال 376 ( 7 سال ) در زندان بود و همسر و فرزندان او از سايهء تربيت و سرپرستى او محروم بودند . مادر سيد رضى كه بانويى عالمه بود به اين نكتهء مهم تربيتى توجه داشت كه رشد در زير سايهء يك شخصيت والاى علمى و معنوى خود بزرگترين اثر را در تربيت و سازندگى دارد بنابر اين ، نبود چنان پدر با فضيلتى ممكن است نقص و كمبودى در تربيت فرزندانش ايجاد كند ، پس بايد كارى كرد كه خلأ تربيتى غيبت پدر ، جبران شود ، لذا اين نكته مهم تربيتى او را واداشت كه به نزد بزرگترين عالم زمان يعنى شيخ مفيد برود و از او بخواهد فرزندانش را پدرى كند و