سيد على اكبر برقعى قمى
78
كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )
حكم و امثال بسيارى از سخن گستران و نظم پردازان شيوه خود را نظم ابيات حكيمانه قرار دادهاند و بعبارت ديگر از شاعرى جز اين مقصود ندارند كه همان سخنان حكيمانهء را كه به نثر بمردم مىآموزند به صورت نظم درآورده منتهى در جامه زيباتر درآورند اين طبقه از صف شاعران هرگاه بيرون نباشند بارى در رديف شاعران بزرگ قرار نگيرند به حكم اينكه در تنگناى سخن كمتر واقع گردند و كمتر از قريحه و فكر خود مدد خواهند بلكه هر قدر اشعار حكيمانه سادهتر باشد بفهم عامه نزديكتر و براى خاصيت منظور مفيدتر باشد مانند اشعاريكه در صبر و قناعت و شكر و تواضع و غير اينها پرداخته آيد لكن هرگاه شاعر در اثناى قصيدهء كه در مدح و يا تهنيت و يا وصف و يا جز اينها پردازد اشعار حكيمانه را با همان نظم شيوا در ميان آنها بگنجاند منتهاى هنر را به كار برده است و ميدانيم اين طبقه از شاعران ابيات حكيمانه را نيز با همان نظم بلند آرند بدون آنكه تفاوتى در ميان ابيات قصيده محسوس گردد . شريف رضى از آن سخن گسترانى است كه پيرامون چكامه پردازى بوده و در صف نخستين شاعران تواناست با اين وصف مىبينيم كه در خلال قصائدى كه پرداخته ابيات حكيمانه دارد چندانكه از چند بيت نميگذريم جز اينكه ما يكى از آنها روبرو ميشويم و اينها غير از مصراعهائيست كه خود حكم و امثال و آدابند مانند و اتعب ميت من يموت بداء و مانند ان المناقب آية المحسود و مانند و من يخزن الاموال ينفق من الحرص و مانند و هل ينفع الملهوف ما يتلهف و مانند الدمع عون لمن ضاقت به الحيل و هزاران مانند اينها . شريف رضى در اين شيوه تنها نيست بلكه شاعران ديگر نيز چنين باشند منتها وى فزونتر آورده و بر ديگران مزيت و تفوق دارد و هرگاه بخواهيم تمامت آنها را ذكر كنيم خود ديوانى ميگردد چه بهتر كه ابياتى از آنها بياوريم