سيد على اكبر برقعى قمى
37
كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )
ترين نمونه عظمت شعائر دينى بود و با وصفى كه نگاشته گرديد از هر چيز مهمتر اين بود كه منصب امارت را به كسى واگذار ميكردند كه داراى اهميت و عظمت شخصى باشد به حكم اينكه آن اندازه كه اهميت شخصى در تحصيل مقصود مدخليت داشت قدرتى كه از طرف خلافت اعطا ميشد اهميت نداشت و در قرن چهارم هجرى كه اين منصب بنام شريف ابو احمد و فرزندش شريف رضى زده شد و ميدانيم آوازه جلالت شريف ابو احمد در تمام اقطار كشور اسلامى طنين انداخته بود و پس از او شريف رضى كه حتى از پدر و الا گهرش بلند آوازهتر گرديد . شريف رضى از خردسالى منصب امارت حج داشت و از عهده انجام آن مانند ساير مناصب به خوبى برآمد و ما برخى از گذارشها و وقايع آن را جائى كه از اسفار شريف رضى گفتگو ميكنيم مينگاريم : ولايت ديوان مظالم شيوه خلفا و سلاطين بر اين بود كه در يك و يا چند روز از ايام سال شخصا براى رسيدگى بتظلم ستمرسيدگان مىنشستند و بشكايتهاى ايشان گوش ميدادند تا هر انكس كه از هر طبقه ستمى ديده اظهار نمايد و از آن جائى كه اين مقصود در آن چند روز انجام نميگرفت و از طرف ديگر رسيدگى بتظلم ستمرسيدگان بايد يك وظيفه دائم و مستمر باشد ديوانى تشكيل دادند ولايت آن را مخصوص كسانى كردند كه داراى وجدان صحيح و فقه و درايت و تميز باشند گذشته از مقام شخصى و عظمت مقامى كه خود جداگانه ملحوظ بود ميان ولايت ديوان مظالم و قاضى القضاتى فرقى فاحش بود زيرا اين رياستى بر كليه قضاة بود و آن رياستى بود كه بر جميع اشخاص حتى قضاة مسلم بود و هر كس از هر طبقه هر چند از اشراف و سران باشند تظلمى داشت بوالى ديوان مظالم مراجعه ميكرد و از اين جا ميتوان ميزان اهميت رياست