سيد على اكبر برقعى قمى
38
كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )
ديوان مظالم را دانست . از شرايط حتمى ولايت ديوان مظالم كثرت علم و وفور فضل و احاطه بود چندانكه از فقه همه مسلمين و روش حكومت تمامت فرق اسلام بايد اطلاع كافى داشته باشد : نمونه كفايت و لياقت شريف رضى يكى نقابت بود به شرحى كه نگاشته گرديد و البته كسى كه از عهده نقابت بخصوص نقابت عامه برآيد از عهده انجام وظايف ولايت ديوان مظالم به خوبى برآيد گذشته از علم و فضل و تقوى و عفت و فضايل ديگرى كه شريف رضى بتمامت آنها موصوف بود . شريف رضى در سال 388 مناصب سهگانه را يك جا دريافت كرد هم نقيب بود و هم امير حاج و هم والى ديوان مظالم و اين مناصب را پيش از آن سال كما بيش نيز داشته است و از داستانى كه ابن ابى الحديد از ابو الحسين صابى و فرزندش غرس النعمه نقل كرده است و من در جاى خود خواهم نگاشت معلوم مىشود كه القادر باللّه عباسى آن را بشريف رضى تفويض كرده است . فضايل نفسانى شريف رضى بيشتر چيزى كه نگارنده را بتاريخ شريف رضى دلبند كرده و شيفته و دلباخته او نموده يكسلسله فضائل نفسانيست كه ويرا در بلندترين كرسيهاى مجد و شرف نشانده و من و هر كس كه دل بفضائل سپرد مفتون وى خواهد گرديد و هر چند در اينجا نتوانم تمامت آن را استقصا كرد بارى برخى از آن را بشمرم و بقيت آن را به فصلى كه بعنوان مكتب شريف رضى اختصاص دارد ياد ميكنم . عزت نفس شريف رضى شايد بعضى معنى عزت نفس را درست ندانند در صورتى كه ميتوان گفت بسيارى از فضايل نفسانى از آن سرچشمه ميتراود بنابراين چه بهتر كه آن را تفسير كنم . عزت نفس خويشتن را ارجمند داشتن و بر خود قيمت نهادن است و