سيد على اكبر برقعى قمى
115
كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )
روايت محمد بن بابويه در كتاب علل الشرايع 5 - شيخ مورخين عبد العزيز بن يحيى جلودى بصرى از ابناى قرن سوم بروايت ابن بابويه در معانى الاخبار 6 - شيخ محدثين حسن بن عبد اللّه بن سعيد عسكرى از ابناء قرن سوم در كتاب المواعظ و الزواجر بروايت قطيفى در كتاب الفرقة الناجيه 7 - شيخ متكلمين بغداد ابو عبد اللّه محمد بن محمد بن نعمان مشهور بمفيد كه از مشايخ شريف رضى است در كتاب ارشاد صفحه 135 8 - وزير آبى ابو سعيد منصور از ابناى قرن چهارم در كتاب نثر الدرر 9 - شيخ معتزله محمد بن عبد الوهاب ابو على جبائى متوفى 303 بروايت شيخ ابراهيم قطيفى در كتاب الفرقه الناجيه و دهمين ناقل را ننگاشته است محمد محى الدين عبد الحميد استاد و مدرس لغت عرب در جامع از هر در ديباچه نهج البلاغه بعد از آنكه جواب شبهات مشككين را داده گفته است شايد گذشته از اين جوابها از راى استاد امام شيخ محمد عبده در اين خصوص بپرسى چه وى كسى است كه كتاب نهج البلاغه را از قبر برانگيخت و هيچكس اطلاعش در اين باره به اندازه او نيست و افكارش دقيقتر از اونى ، جواب تو اينست كه او تمام نهج البلاغه را از امام على ميدانست هر چند به آن بخصوص تصريح نكرد و شاهد عقيدت او سخنى است كه در ديباچه شرح نهج البلاغه گفته است ( و ان مدبر تلك الدولة و باسل تلك الصولة هو حامل لوائها الغالب امير المؤمنين على بن ابيطالب ) يعنى مدبر آن دولت و دلير آن صولت همان بيرقدار تواناى او امير المؤمنين على بن ابيطالب است بلكه از اين مقدار تجاوز نموده و اعتراف كرده كه جميع الفاظ آن صادر از امام على است تا آنجا كه كتاب نهج البلاغه را حجت بر معاجم لغت گرفته است در مجلد دوم صفحه 197 از اين مطبوعه گفته است ( المواساة بالشئى الاشراك فيه ) لغويين گويند صحيح در فعل ( آستيه ) است لكن نطق امام حجت است و همين سخن را ديگر بار گفته است