سيد على اكبر برقعى قمى
116
كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )
در مجلد سوم صفحه 72 شيخ محمد عبده در باب علم غيب همان روش را اختيار كرده كه ادباى ما معتقدند كه آن نتيجه تفرس و استنتاج است در مجلد سوم صفحه 13 حاشيه 6 از اين مطبوعه را بنگر كه همو گويد ( و تفرس فيما سيكون من معاويه و جنده ) يعنى بفراست دريافت كه آيندهء معاويه و لشگريانش چه باشد آنگاه گفته است ( و كان الامر كان تفرس ) يعنى قضيه همان بود كه على بفراست دريافت نگارنده گويد حوصله اين كتاب تنگتر از آنست كه در پيرامون اين موضوع بيش از اين خامه فرسائى كنم و هرگاه توفيق رفيق آمد در اين باره بخصوص كتابى مىپردازم و مدايحى كه علماى عامه بطور نظم و نثر از آن كتاب نمودهاند در آن مينگارم اكنون لازم است بطور اختصار از شروحى كه بر نهج البلاغة نوشته شده است نامى برم . شروح نهج البلاغة محدث نورى در خاتمه مستدرك الوسائل در ذيل ترجمه شريف رضى بيست و هفت شرح نهج البلاغه را ذكر كرده است و دانشمندان جليل و سيد هبة الدين بيست و شش از آن شروح را از كتاب وى نقل نموده و شرحى را كه محدث نورى در مشهد رضوى ديده به خط قديمى نام نبرده است و سيد هبة الدين نيز نوزده شرح بر آن اضافت كرده است و فاضل معاصر ابن يوسف شيرازى از آن دو كتاب و هم از كتاب الذريعه الى تصانيف الشيعه و كتابهاى ديگرى كه در دست رس داشته شروح آن را يك جا گرد آورده و 66 شرح نامبرده است نخستين شرحى كه بر نهج البلاغه نوشته شده شرح ابو الحسن بيهقى است و از آن پس شروح ديگران ( 1 ) شرح بيهقى ابو الحسن حسن بن حسين معروف بفريد خراسان و فاضل معاصر ابن يوسف شيرازى در اشتباه افتاده و شارح را ابو القاسم على بن زيد حاكم نگاشته است و من آن را در كتاب رهبر دانشوران در كلمه بيهق ذكر كردهام خوانندگان به آن كتاب رجوع كنند .