سيد على اكبر برقعى قمى

107

كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )

رضا ( ع ) و اين قديمىترين نسخه است و تاريخ كتابت آن يكقرن و ربع قرن تقريبا پس از مؤلف مىباشد . محدث بارع شهير حاج ميرزا حسين نورى به خط خود آن را انتساخ نموده و بعراق برد و از آن نسخه‌ها برگرفتند . نسخه دوم آن در كتابخانه دانشمند سيد محسن قزوينى در حله بود كه تاريخ كتابت آن سال 1097 است و از روى نسخهء استنساخ شده است كه تاريخ كتابت آن سال 1039 مىباشد لكن اغلاط آن بسيار است و اداره منتدى النشر از روى نسخه رضويه آن را تصحيح و طبع نموده است و دانشمندان را به تحصيل اين جزو نفيس توصيه ميكنيم كه راستى از نفايس كتب است و هر دانشمندى بمطالعه آن نيازمند است . ( 6 ) كتاب سيرة والده الطاهر - اين كتاب را در مناقب و مآثر پدر بزرگوار خود پرداخته و هم كارهاى بزرگى كه بدست وى انجام گرفته و اصلاحاتى كه ميان خلفا و ملوك داده در آن مذكور داشته است و در سال 379 بيست و يكسال پيش از وفات پدر تاليف نموده است و در همين سال قصيدهء در ستايش پدر بزرگوار خود نظم كرده و او را بعيد فطر تهنيت گفته و از كتاب سيرتى كه در مناقب و مآثر او پرداخته نام برده است و مطلع قصيده اينست : ما ابيض من لون العوارض افضل * و هو الفتى ذاك الشباب الاول و در ابيات ذيل بتاليف كتاب سيرت اشارت كرده است لما نظرت الى علاك غريبة * و مضيع رامى المناقب مهمل احر زتها متوغلا غاياتها * و المجد ملاء يد الذى يتوغل فى سيرة غراء تستضوى بها * الدنيا و يلبسها الزمان الاطول ملئت بفضلك فالولى مكثر * ما شاع منها و الولى مقلل يفتن فيها القائلون كانما * طلعت كما طلع الكتاب المنزل