سيد على اكبر برقعى قمى
108
كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )
( 7 ) كتاب ما دار بينه و بين ابى اسحق الصابى من الرسائل - از عبارت ابن ابى الحديد معتزلى در مقدمه شرح نهج البلاغه همچو مستفاد ميگردد كه اين رسائل يكسر نظم بوده نه نثر زيرا ميگويد و كان ابو اسحق ابراهيم بن هلال الصابى صديقا له و كان بينهما لحمة الادب و وشائجه و بينهما مراسلات و مكاتبات بالشعر يعنى ابو اسحق ابراهيم بن هلال دوست شريف رضى بود و ميان ايشان را ادب پيوند كرده بود و ميان ايشان مراسلات و مكاتبات بشعر دائر بود و در صورتى كه اين كتاب را رسائل شعريه بدانيم كتاب رسائل او را كه ذكرش بيايد ناچار بايد رسائل نثريه بشناسيم به حكم اينكه شريف رضى بگفته ابن الحديد و ديگران از كاتبان و مترسلان بليغ بود . بارى مؤلف روضات الجنات اين كتاب را در سه مجلد شمرده و گويا بكتاب رسائل او اشتباه كرده باشد . ( 8 ) كتاب رسائله اين كتاب در سه مجلد و رسائل نثريه اوست و مجله العرفان منطبعه صيدا برخى از آن را نشر كرد و پيشتر گفتيم كه شريف رضى نثر خود را بر نظم ترجيح داده و گفته است نظم و نثر قد طمحت اليهما * صعدا و يعنو الاخير الاول و در عبارات ارباب تراجم نيز از قدرتى كه برترسل داشته نامى در ميان آمده است بنابراين هرگاه تمامت مجلدات اين كتاب در دست باشد كتابى بسيار نفيس باشد . ( 9 ) كتاب الزيادات فى شعر ابى تمام - مؤلف روضات الجنات اين تالف را نام برده و دنبال آن كتابى ديگر بنام كتاب الجيد من شعره آورده است در كتابهاى ارباب تراجم كه نزد نگارنده است از كتاب دوم نام و نشانى نيست و شايد كتاب دوم همان كتاب اول باشد باعتبار اينكه زيادات را هرگاه از شعر ابو تمام كنار بگذاريم كتاب الجيد من شعره خواهد گرديد و وصف دوم كتاب اول باشد و بعبارت ديگر نام كتاب چنين بوده است .