على دوانى

73

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

تاريخى به شمار رفت . زيرا چنان كه نگاشتيم نقابت تمامت شهرهاى اسلام به وى تفويض گرديد ، و نخستين روزى بود كه اين موضوع صورت وقوع به خود گرفت ، و هم رضى اولين و آخرين كسى بود از دودمان ابو طالب كه چنان منصب را دريافت كرد و مىبينيم پس از شريف رضى منصب نقابت به صورت اول برگشت و ميان اشراف طالبيين هر شهرى تقسيم شد . شريف رضى به پاس احترامى كه از بهاء الدوله ديلمى ديد قصيده‌اى پرداخت ، و در آن از بهاء الدوله سپاس گزارى نمود و آن را به بصره نزد وى فرستاد . « 6 » » از زمان خلفاى بنى اميه تا زمان معتضد عباسى علويان پيوسته در معرض تعقيب خلفا و عمال سنگدل آنها بودند ، و چون اغلب با طاغوت‌هاى بنى اميه و بنى عباس سر ناسازگارى داشتند ، لذا نوعا در شهرها و كشورها و كوه‌پايه‌ها متوارى بودند ، يا در جنگ و گريزها با دشمنان به شهادت مىرسيدند . ولى مسئله « نقابت » آنها را از اين پراكندگى و دربدرى نجات داد ، و سادات و علويان توانستند بعد از سه قرن سر و سامانى پيدا كنند ، كه اين خود كار آسانى نبود و شخصيت نقيب به خصوص نقيب النقباء را مىتوان از همين جا و با توجه به وجود اولاد پيغمبر و علويان در صحنه پهناور آن روز دنياى اسلام حدس زد در زمان سيد رضى مؤلف نهج البلاغه اين كار بزرگ يكى از مناصب او به شمار مىرفت ، و آن دانشمند شجاع با شخصيت به بهترين صورت از عهدهء آن برمىآمد . امارت حاج امارت حاج يعنى فرماندهى زائران خانهء خدا كه معمولا اين منصب را شخص خليفه مسلمين به عهده داشت ، ولى گاهى خليفه كسى را به نيابت خود مىگماشت تا امير الحاج شود و تمامى امور حاجيان را زير نظر بگيرد و آمد و رفت و اعمال و مناسك آنها را تحت مراقبت دقيق قرار دهد و آن فريضه بزرگ الهى به خوبى انجام گيرد . سيد رضى اين منصب بزرگ را نيز در سال 380 ه - كه 21 ساله بود ، از پدر و با تصويب سلطان ديلمى و خليفه وقت تحويل گرفت ! راستى چه كار مشكلى ؟ امير الحاجى به سن 21 سالگى چون سيد رضى ! !

--> ( 6 ) - كاخ دلاويز - ص 31 و منتظم ابن جوزى و كامل ابن اثير در حوادث سال 403 ه - .