على دوانى

74

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

امارت حاج منصبى بس بزرگ بود ، و نمىبايد به هر كسى تعلق گيرد امير الحاج بايد فقيه و دانشمند و شجاع و كاردان و شريف و مورد احترام عموم باشد . از وضع تمامى حجاج قلمرو خلافت عباسى كسب اطلاع كند ، و از آمادگى و حركت آنها و تسهيل ما يحتاج ايشان و امنيت راه‌هاى پر خطر كه از صدها فرسنگ راه مخوف بايد با وسائل و شرائط آن روز در سرما و گرما و كوه و دشت و بيابان‌ها بگذرند و به سلامت به مكه و مدينه برسند ، و در آنجا نيز تحت نظارت علما و دانشمندان و افراد خبره به كار انجام فريضه بزرگ حج و زيارت مرقد منور پيغمبر اشتغال ورزند ، و باز با اطمينان خاطر به سياست به اوطان خود بازگردند ، آگاه باشد . در حقيقت همين يك كار پر مخاطره و حساس كافى بود كه در تمام سال وقت امير الحاج را به خود مشغول دارد ، به طورى كه نتواند به كار ديگرى بپردازد . سيد رضى علاوه بر تمامى كارهاى فكرى و علمى و نقابت و رياست ديوان مظالم اين كار بزرگ يعنى امارت حاج را هم بر عهده داشت ، و به خوبى از عهده آن برمىآمد . جالب است كه بدانيم اين كار مهم توسط دانشمندى شيعى انجام مىگرفت يعنى تمامى حجاج بيت اللّه از سنى و شيعه و زيدى و اسماعيلى و فرق مختلف مسلمين مىدانستند ، در سفر حج كارشان به دست يك عالم بزرگ شيعه انجام مىگيرد ، و اگر اين امير الحاج شخص با تدبير و با نفوذ و لايق نبود ، چه بسا كه در برخوردها فاجعه‌ها به وجود مىآمد . نظارت ديوان مظالم ديوان مظالم در حقيقت حكم وزارت دادگسترى امروز را داشت . كسى كه رئيس و ناظر بر ديوان مظالم بود مىبايد به همه مراجعات كسانى كه ستمى ديده‌اند و حقى از آنها پايمال شده يا در محكمه قضات محلى نتوانسته‌اند چنان كه بايد دادخواهى كنند ، رسيدگى نمايد . با اين كه فى المثل در بغداد قاضى القضات وجود داشت ، و در هر شهرى هم قاضى شرع بود كه به شكايات مردم و مرافعات آنها رسيدگى مىكردند ، مع الوصف گاهى كار بالا مىگرفت و شكايت به دربار خلافت مىبردند ، و خليفه نيز بايد اداره‌اى براى رسيدگى به آن شكايات تشكيل داده و شخصا به كار شاكيان و مظلمه‌اى كه ديده‌اند رسيدگى و دادخواهى كند . از آنجا كه اين كارى بس بزرگ و در خور شأن فقيهى عاليمقام و دانشمندى تواناى در احكام اسلامى با شجاعت و لياقت و كفايتى لازم بود ، بعدها خلفا فقهائى را به اين سمت يعنى نظارت بر ديوان مظالم منصوب داشتند تا مشكل مسلمانان با سرپنجه دانش و بينش و تدبير آنان