على دوانى
56
سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )
يافت ، قاضى عبد الجبار را آوردند كه بر وى نماز گزارد . قاضى گفت : من چگونه بر جنازهء اين رافضى ( شيعه ) نماز گزارم كه توبه او بر من معلوم نيست . مردم بر اين كار وى در قبال آن همه احتراماتى كه صاحب بن عباد براى او قايل بود ، خرده گرفتند ولى اين حق ناشناسى قاضى القضات بدون انتقام نماند . زيرا پس از مرگ صاحب وزراى فخر الدوله او را دستگير ساختند ، و از منصب قضا عزل كردند و اموالش را مصادره نمودند . حمد الله مستوفى قزوينى منشى و مورخ و جغرافى دان معروف در گذشته سال 730 ه - كه خود از اهل تسنن است مىنويسد : « سه بار هزار هزار درهم ( سه ميليون درهم ) اموالش را مصادره كردند ! معتقد قاضى عبد الجبار و معتزله چنانست كه مسلمانى به دانگى و نيم مظلمه ، خالدا و مخلدا در دوزخ بماند ، و او اين همه تمول از رشوت دار القضا حاصل كرده بود . بحقيقت ظلم قضاوت را با ظلم اهل ديوان ( دولتىها ) نسبت نيست . « 3 » » ولى نبايد فراموش كرد كه نظر قاضى القضات به جنبهء مذهبى صاحب يعنى تشيع او بوده است ، نه اين كه چون صاحب اهل ديوان و سياستمدار بوده در نظر قاضى از ظلمه شمرده مىشده است . ابو الحسن عمرى ابو الحسن على بن محمد عمرى از دودمان « عمر بن على عليه السّلام » يكى از پسران امير المؤمنين بود ، و از مفاخر علماى قرن چهارم هجرى به شمار مىرفت . امير المؤمنين ( ع ) دو پسر ديگر هم به نام ابو بكر و عثمان داشت . علت نام گذارى به اين اسامى اين بود كه تعزيه گردان خلافت اعتراض داشتند كه على عليه السّلام با خلفاى منتخب مردم مخالف است . به دليل اين كه نام خلفا را به روى فرزندان خود نمىگذارد . چون ممكن بود در آن جو سياسى حاد و ميان عوام كالانعام و مردم كم رشد ، اين معنى دردسرى براى أمير المؤمنين عليه السّلام درست كند ، و او را مخالف اجتماع مسلمين معرفى كنند ، ناگزير سه فرزند خود را به ابو بكر و عمر و عثمان موسوم كرد ! تا غائله فرونشيند . ابو بكر و عثمان همراه برادر خود امام حسين عليه السّلام در كربلا شربت شهادت نوشيدند و جزو هفتاد و سه نفر شهداى كربلايند ولى عمر از بيم يزيد بن معاويه در قيام امام حسين برادر رشيدش شركت نكرد و به كربلا نيامد ، و در مدينه ماند . به همين جهت نيز در نزد جامعه شيعه و پيروان اهل بيت عصمت از
--> ( 3 ) - تاريخ گزيده - ص 419 .