على دوانى
55
سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )
درگذشت و برادرش فخر الدوله بر قلمرو او دست يافت ، صاحب را بر جاى خود ابقا نمود ، و تا آخر عمر وزير او بود . صاحب گاهى در اصفهان ، و زمانى در رى مىزيست . علامهء امينى در « الغدير » به نقل از مجموع منابع 35 كتاب ذى قيمت او را در علوم و فنون مختلف اسلامى و غير اسلامى نام مىبرد . از جمله اين كتابهاست كه ما از ابن خلكان و ابن عماد حنبلى و ياقوت حموى و ديگران مىآوريم : كتاب « المحيط » در لغت در ده جلد ، كتاب « الامامه » در برترى امير المؤمنين على عليه السّلام در امامت و خلافت اسلامى بر ديگران ، كتاب « اسماء الله تعالى » ، كتاب « الوقف و الابتداء » ، كتاب « المعارف » در تاريخ ، كتاب « زيديه » ، كتاب « قضا و قدر » ، كتاب « الروزنامچه » ( به نقل ثعالبى در يتيمة الدهر - مىدانيم كه روزنامچه بوده ، و چه اسمى و چه در زمانى ؟ لابد حوادث و خاطرات روزانهء خود را در آن ثبت مىكرده است ) ، كتاب « الاقناع » در علم عروض و قواعد شعر ، ديوان رسائل و نامههاى او ، در ده جلد ، كتاب « الكافى » در رسائل و مكتوبات ادبى و فنون نويسندگى ، ديوان شعر ، الشواهد ، التذكره ، التعليل ، الانوار ، الفصول المهذبة للعقول ، كتاب طب ، الكشف عن مساوى شعر متنبّى ، رساله در هدايت و ضلالت ، و غيره . او بعلاوه داراى اشعار نيكو مىباشد ، صاحب در سال 326 در اصطخر فارس يا طالقان متولد شد ، و در سنهء 385 ه - در رى وفات يافت ، بيشتر اقامت او در رى پايتخت ركن الدوله و پسرانش بود . بارى صاحب بن عباد اين وزير دانشمند و سخن گستر كه دربارش از شعرا و ادبا و دانشمندان موج مىزد ، و بارها بر اشعار « متنبّى » شاعر زبر دست عرب خرده مىگرفت ، چنان شيفتهء اشعار سيد رضى و مقام بلند ادبى او بود كه شخصى را به بغداد فرستاد تا اشعار سيد رضى را استنساخ نموده و براى او ببرد . در آن هنگام سيد رضى فقط بيست و شش سال داشت ! سيد رضى كه از اين موضوع آگاهى يافت ، قصيدهاى نغز و دلكش در توصيف قلم و كمالات صاحب سرود ، و خواست براى او ارسال بدارد ولى از بيم آن كه مبادا تصور شود از وى چشم داشتى دارد ، از فرستادن آن خوددارى نمود ، اما قصيدهء زيبندهء او هم اكنون در ديوان وى موجود است . « 2 » با اين كه صاحب يك وزير دانشمند شيعى بود اما به لحاظ اين كه اكثريت مردم ايران پيرو مذهب تسنن بودند لذا قاضى عبد الجبار معتزلى دانشمند معروف را به رى دعوت كرد و او را « قاضى القضات » ايران گردانيد ، و در احترامش سخت مىكوشيد . وقتى صاحب بن عباد وفات
--> ( 2 ) - وفيات الاعيان - ج 1 - ص 206 ، مرآت الجنان - ج 2 - ص 421 ، و شذرات الذهب - ج 3 - ص 113 ، و مجله مكتب اسلام سال اوّل شرح حال شيخ صدوق و سيد رضى به قلم نويسنده ، و الغدير - ج 4 - ص 40 ، و منتظم ابن جوزى - ج 7 ص 180 .