على دوانى

12

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

به شيخ سلام كرد و گفت : من همسر طاهر ذو المناقب هستم ، و اين دو كودك فرزندان منند ، آنها را نزد شما آورده‌ام تا علم فقه و احكام دينى را به آنها بياموزى ! شيخ بزرگوار و مرجع عاليقدر شيعه از آن خواب و اين تعبير در شگفت ماند و در دم گريست . سپس به احترام آن بانوى با وقار و دو كودك پاك سرشت او از جاى برخاست . و به مادرشان سلام كرد ، و خواب جالب خود را براى آنها نقل نمود . آن گاه با كمال اشتياق و صفا و اخلاص ، تعليم و تربيت آنها را به عهده گرفت ، و در ارتقاى آنان به مدارج عالى علمى و عملى همت گماشت ، تا آن كه هر دو برادر از نوابغ بزرگ روزگار و علماى نامدار عصر به شمار آمدند « 15 » . » آن دو كودك على ( سيد مرتضى ) و محمد ( سيد رضى ) فرزندان پاك سرشت طاهر ذو المناقب بودند ، كه توسط مادرشان « فاطمه » نوادهء ناصر كبير به شيخ مفيد معرفى شدند ، تا شيخ آنها را به شاگردى بپذيرد و فقه و احكام دين به آنها بياموزد راستى چه خوابى و چه حادثه‌اى ، و چه نتيجه‌اى ، و چه اشخاصى ، و به نقل از چه كسانى ؟ ! بايد به خاطر داشت كه فاطمه مادر بزرگزاد سيد رضى خود بانوى علوى نژاد ، و از سلالهء حضرت فاطمه زهرا و همنام جدهء عالى مقام خود بوده است ، كه اين معنى نيز لطف ديگرى به اين داستان جالب و كم نظير مىدهد . چنان كه قبلا گفتيم پدر سيد رضى در سال 369 هجرى كه رضى دهساله بود ، به دستور عضد الدولهء ديلمى دستگير و به فارس تبعيد شد . و تا سال 376 يعنى هفت سال در تبعيد و دور از وطن و زن و فرزندانش به سر برد ، و گفتيم كه تمام دارائى وى هم مصادره شد . از شواهد و قرائن پيداست كه آوردن سيد مرتضى و رضى توسط مادرشان فاطمه نواده ناصر كبير به نزد اعلم و علماى شيعه براى آموختن علم فقه و احكام دين ، پس از اين تاريخ روى داده كه شوهر اين بانو در تبعيد به سر مىبرده ، و سرپرستى نداشته ، و از هستى هم ساقط شده بود . زيرا اولا علم فقه را معمولا بعد از طى مقدمات صرف و نحو و آموزش قرآن مجيد و علم قرائت و ديگر علوم مقدماتى مىخوانند ، ثانيا تصريح شده كه آنها كودك بوده‌اند ، و ثالثا اگر پدر آنها شخصيت بلند آوازهء عصر ، طاهر ذو المناقب در بغداد مىبود لزومى نداشت كه مادر آنها بچه‌ها را نزد مرجع عصر بياورد تا به آنها علم فقه بياموزد . در اين هفت سال دورى شوهر و ايام تهى دستى آن خاندان با مكنت ، فاطمه مادر دانشمند و فاضله و با كفايت سيد رضى ، او و برادرش را براى تكميل علوم دينى و نيل به كمال معنوى و طى مدارج ترقى و تعالى ، در كنف حمايت خود گرفت ، و

--> ( 15 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد - ج 1 ص 41 .