على دوانى

117

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

از تأليف آن داشتم در مقدمهء كتاب آوردم ، و آن را پيشگفتار خود قرار دادم . چون از ذكر فضائل حضرت أمير المؤمنين على عليه السلام فراغت يافتم ، پيش آمدهاى روزگار ، و گرفتارىهاى گوناگون ايام ، مرا از تكميل بقيه كتاب بازداشت ، من آن كتاب را به ابواب منظم و فصول مرتبى ترتيب داده بودم ، و در آخر آن فصلى باز كردم كه متضمن كلمات قصار ( سخنان كوتاه ) آن حضرت در مواعظ و حكم و امثال و آداب بود ، ولى خطبه‌هاى طولانى و نامه‌هاى مفصل را نياوردم . گروهى از دوستانم ، چون اين كتاب را نگريستند ، از آنجا كه مشتمل بر فصل ياد شده بود ، آن را پسنديده ، و از تازگىهاى آن تعجب كردند . به همين جهت از من خواستند كتابى تأليف كنم كه شامل هر گونه سخنان برگزيدهء حضرت أمير المؤمنين عليه السلام اعم از خطبه‌ها ، نامه‌ها ، رساله‌ها ، مواعظ ، و كلمات قصار باشد . و عقيده داشتند كه سخنان آن حضرت متضمن عجائب بلاغت و شگفتىهاى فصاحت و گوهرهاى عربيت ، و كلمات نغز دينى و دنيوى است ، كه در هيچ سخنى ديده نشده ، و در كتابى گرد نيامده است ، زيرا كه أمير المؤمنين عليه السلام سرچشمه فصاحت و بلاغت است . فصاحت ( شيوا سخن گفتن ) و بلاغت ( بجا و مناسب سخن گفتن ) و قوانين آن از او گرفته شده است ، و هر گوينده‌اى به روش او راه رفته ، و هر واعظ بليغى از سخنان آن حضرت استعانت جسته است . مع الوصف او بر همه تقدم و برترى دارد . زيرا سخنان آن حضرت پرتوى از علم الهى و بوى عطرى از سخنان پيغمبر اكرم ( ص ) دارد ! من در خواست ايشان را پذيرفتم ، و اقدام به تأليف اين كتاب نمودم ، و مىدانستم كه تأليف آن بهرهء عظيمى در بر دارد و جاويدان خواهد ماند ! و پاداش هميشگى نخواهد داشت . . . ! بدين وسيله خواستم از عظمت شخصيت على عليه السلام ، شمه‌اى روشن سازم ، و آن را بر فضائل بىشمارى كه از آن حضرت ، ميان دوست و دشمن مشهور است ، اضافه كنم ، و مىدانستم كه آن حضرت در ميان پيشينيان و آيندگان كه دارندهء سخنان ارجدار و امثال بى نظير بوده‌اند ، و خواهند بود ، يگانه مردى است كه به عالى ترين مجد و عظمت رسيده است . سخنان آن حضرت دريائى است بىپايان ، كه با لحن و طرز سخنان هيچكس قابل قياس نيست ! ! از اين رو بسيار بجاست كه در مقام افتخار به آن حضرت به شعر معروف « فرزدق » تمثل