على دوانى
116
سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )
برترى دارد ، و اگر بگوئيد نهج البلاغه مشهورترين مجموعه ، يا بزرگترين مجموعهايست كه از عصر خلفا تاكنون محفوظ مانده است ، و اگر بگوئيد شرق و غرب را فرا گرفته است و كتابخانهاى عربى و غير عربى نيست كه از وجود آن خالى باشد ، و اگر بگوئيد مخالفان اصالتش ، ارزش ادبى آن را انكار نمىكنند . . . اگر همهء اين خصوصيات را ذكر كنيد ، آن وقت خواهيد دانست كه سيّد رضى با جمع آورى مطالب اين كتاب بىنظير ، چه خدمتى به ادبيات و لغت عربى و اخلاق نموده است . « 5 » دختر سيّد مرتضى نهج البلاغه را روايت مىكند . قبلا در شرح حال سيد مرتضى برادر بزرگ سيّد رضى گفتيم كه به نقل قطب راوندى دانشمند پيشين شيعه در اواخر شرح نهج البلاغه خود ، دختر دانشمند سيد مرتضى نهج البلاغه را از عمويش سيد رضى روايت كرده است ! معنى اين سخن اين است كه اين دختر دانشمند از سلالهء نبوت و يادگار آن خاندان بزرگ علمى و دينى ، نوادهء فاطمه همسر طاهر ذو المناقب و ناصر كبير ، نهج البلاغه را نزد عمويش سيد رضى مؤلف آن درس گرفته و سيد رضى مشكلات و معانى دقيق سخنان جد بزرگوارش را براى برادر زادهاش حل كرده و توضيح داده ، سپس اجازه مىدهد كه او مىتواند به همان روش براى ديگران روايت كند . آيا اين معنى براى شما خوانندگان جالب نيست ؟ هزار سال پيش كه اروپا در قرون وسطى دچار ظلمت جهل و نادانى بود ، در جهان اسلام نه تنها مردان دانشمند در مراكز علمى سرگرم بسط و توسعه علوم اسلامى و معارف بشرى بودند ، بلكه دختران و زنان دانشمند هم به فراگيرى علوم و فنون اشتغال داشتند ، و نهج البلاغه را براى نخستين بار بايد دخترى درس بگيرد و به اخذ اجازه آن نائل گردد . گفتار سيّد رضى در آغاز نهج البلاغه من در عنفوان جوانى ، و ايام بهار زندگانى ، آغاز به تأليف كتابى در فضائل مخصوص ائمه طاهرين عليهم السلام نمودم ، كه مشتمل بر اخبار گزيده و گوهرهاى سخنان آنان بود . منظورى كه
--> ( 5 ) - عبقرية الشريف الرضى - ج 1 - ص 224 .